به معلول است قول مختار و حق نيز همين است » . « 1 » آنگاه استاد در پاورقى چنين تحليل كردهاند : « زيرا هويت انسان و حقيقت آن همانند ساير موجودهاى امكانى ، وجود رابط است نه رابطى چه رسد به نفس و شهود . وجود رابط مسبوق به شهود مربوط اليه است ، زيرا آن مربوط اليه كه نفسى است براى اين رابط به منزله مقوّم است و همانگونه كه معرفت صحيح مقوّم ، بدون سبق معرفت درست متقوم ميسور نيست ، شهود رابط نيز بدون سبق شهود مربوط اليه ممكن نخواهد بود . . بنابراين ، تا خداوند يكتا و يگانه كه مربوط اليه هويت انسانى است و به مثابه مقوّم وجودى وى محسوب مىشود شناخته نشود شناخت نفس ممكن نيست ، و چون اين معرفت ، شهودى است نه حصولى لذا احكام برهان مفهومى و منطقى را ندارد ، ولى از لحاظ سبق و لحوق معرفت توحيدى خداوند مقدم بر معرفت حضورى نفس اشت و شبيه برهان لمّ است چنان كه اگر آن علم شهودى بخواهد به علم حصولى تبديل شود و منتقل گردد ، به همين صورت يادشده تجلى مىنمايد كه تقريبى از برهان « لمّ » است . . . » . « 2 »
و در تفسير نمونه در تحليل و تبيين آيه يادشده آمده است : « بىنياز حقيقى و قائم بالذات در تمام عالم هستى يكى است ، و او خداست ، همه انسانها ، بلكه همه موجودات سر تا پا نيازند و فقير و وابسته به آن وجود مستقل كه اگر لحظهاى ارتباطشان قطع شود هيچاند و پوچ .
همانگونه كه او بىنياز مطلق است ، انسانها فقر مطلقند ، همانگونه كه او قائم به ذات است ، مخلوقات همه قائم به او هستند . . . » « 3 » كه توجه به چنين واقعيتى دو اثر مثبت 1 . پياده شدن از مركب غرور و تكبر و خودخواهى 2 . نيازخواهى فقط از درگاه الهى و وطوق عبوديت او را بر گردن نهادن و بسوى غير او دست نياز دراز نكردن و غير او را نپرستيدن را به همراه دارد « 4 » .
هامش
( 1 ) . جوادى آملى ، 1383 ، ج 2 ، ص 178 .
( 2 ) . جوادى آملى ، همان ، ص 239 .
( 3 ) . مكارم شيرازى ، همان ، ص 239 .
( 4 ) . همان ص 249 ( با تلخيص ) .