و محمد صلّى اللّه عليه و آله شريعت جديد آوردند .
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ
« 1 »
درحالىكه مقدار رسولان الهى بيش از پنجتاست .
2 . برخى ديگر گفتهاند :
« رسول ، كسى است كه كتاب دارد اما نبى كتاب ندارد » . « 2 »
3 . گروهى ديگر معتقدند :
رسول ، كسى است كه كتاب داشته باشد و كتاب او اجمالا نسخ شده باشد ولى نبىّ اصلا كتاب ندارد . « 3 »
اشكال اين دو احتمال اين است كه تعداد رسولان الهى به نقل جناب ابوذر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله 313 نفرند ، درحالىكه بيش از 104 كتاب آسمانى نقل نشده است .
4 . از شريف جرجانى نقل شده است :
رسول كسى است كه جبرئيل بر او نازل شود و از جانب خداى متعال كتاب براى او بياورد ، اما نبىّ اعم است ، يعنى ممكن است فرشتهاى [ غير از جبرئيل ] براى او وحى نازل كند يا به قلبش الهام شود يا اينكه در خواب دريافت اخبار كند .
بدين ترتيب رسول كه وحى خاص دارد ، افضل از نبىّ است . » « 4 »
بخشى از اين تعريف به تعريف دوم و سوم برمىگردد و بخشى ديگر آن به تعريف ششم كه برگرفته از روايات است و گرنه به صورت مجموعى دليل ندارد .
افزون بر اينكه الهامات قلبى ، نظير آنچه كه بر مادر موسى عليه السّلام نازل شد و به آن نفحات رحمانى مىگوييم ، ملازم با نبوّت نيست و . . .
آنچه گفته شد مطلبى است مشهور در فرق بين اين دو واژه ، كه خلاصهاش در عام
هامش
( 1 ) . شورى ، 13 .
( 2 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 391 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . شرح المقاصد ، ح 5 ، ص 5 ، المقصد السادس فى السمعيّات .