تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
خلق مرتبطاند و جهت ظاهر و خلقى دارند و شريعت انبياء در كمال و حيطه و تماميت و سعه و اطلاق و تقييد و عموم و خصوص ، تابع مقام ولايت آنهاست . . . « 1 » و چنان كه گذشت راه « ولايت » كه باطن نبوّت است باز است نه بسته و از ديدگاه علامه طباطبايى رحمه اللّه با « شناخت نفس » شروع و با فناى انسان در وجود سرمدى خداى سبحان استمرار مىيابد و اين دو امر يعنى شناخت نفس و فناى انسان در خدا كه نتيجه شناخت واقعى روح است « معناى ولايت » را تشكيل مىدهد و انسان فانى در خدا تحت ولايت خداست . « 2 » و به تعبير علامه حسن‌زادهء آملى : « ولىّ فوق نبى و رسول است ، يعنى در شخص واحد ، يعنى اينكه اين رسول از آن حيث كه « ولىّ » است مقام ولايت او اتمّ است از آن حيث كه نبىّ و رسول است . نه اينكه ولىّ تابع رسول اعلاى از رسول باشد . زيرا هيچ‌گاه تابع ، متبوع خود را در آن چيزى كه تابع اوست ادراك نمىكند چه اگر ادراك كند ، تابع نمىباشد . » « 3 » يا فرمود : ولايت اعم از نبوت و رسالت است چه نبوت ولايت است با خصوصيتى و رسالت نبوّت است با خصوصيتى مقصود چنين خواهد بود كه رتبهء خاصى را كه ولايت مطلقه حاوى آن و ديگر مراتب است از نو محو مىشود يعنى ولايت در نبوت ، پس دانسته مىشود كه نبىّ اعلاى از ولىّ است كه نبوت و رسالت تشريع نزد او نيست . « 4 » نتيجه آنكه : 1 . ولايت باطن نبوّت است ؛ 2 . ولايت اعم از نبوت و رسالت است ؛ 3 . رسالت نبوّت است با خصويتى ؛ 4 . نبىّ اعلاى از ولىّاى است كه نبوت و رسالت تشريع
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح مقدمه قيصرى ، ص 863 - 864 ، سيد جلال الدين آشتيانى ، چ اول ، 1365 ، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم . ( 2 ) . ر . ك : جوادى آملى ، شمس الوحى تبريزى ، ص 280 - 287 ، چ اول ، 1386 ، قم ، مركز نشر اسراء . ( 3 ) . ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ، ص 342 . ( 4 ) . همان ، ص 344 .