تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مطابق تعريف مشهور بايد مىگفت : « كان نبيا رسولا » . بدين ترتيب تفاوت مذكور بين نبى و رسول قابل استناد به قرآن كريم نيست هرچند كه پشتوانه لغوى دارد . . . « 1 » و استاد شهيد مطهرى نيز بطور كلى پيامبران را به دو دسته تقسيم نموده‌اند : الف ) پيامبران صاحب شريعت كه در اقليّت‌اند و مأمورند وحى و سلسله قوانين و دستورات الهى را به مردم ابلاغ نمايند كه به « اولو العزم » معروفند . اما معتقدند ما دقيقا نمىدانيم كه پيغمبران اولو العزم چند نفر بوده‌اند . ب ) پيامبران تبليغى كه از خود شريعت يا قوانين نداشتند بلكه مأمور تبليغ و ترويج شريعت و قوانينى بوده‌اند كه در آن زمان وجود داشته است كه اكثريت پيامبران از اين گروه مىباشند : مثل هود ، صالح ، لوط ، اسحاق ، اسماعيل ، يعقوب ، يوسف ، يوشع ، شعيب ، هارون ، زكريا ، يحيى و . . . » . « 2 »

ولايت پشتوانهء نبوّت

ظاهر عنوان و باطن معنون و روح و مغزاى ظاهر و عنوان است و انبياء دو اعتبار داشتند : الف ) به يك اعتبار مقام باطنى كه جهت « ولايت » آنها بود و ولايت مقام باطنى آنها محسوب مىشد كه از راه بندگى و عبوديت و قرب نوافل و فرائض دست يافتنى است « و چنين گوهر گرانبهايى ، پشتوانه نبوت است و هركس ديگر هم مىتواند « ولى » باشد يعنى بدون نبوت به ولايت برسد ، مرد باشد يا زن همچون صديقه كبرى فاطمه زهرا عليها السّلام » « 3 » پس مقام باطن و جهت باطنى انبياء متّصل به حق و واسطه در فيض مىباشد و مقام باطن آنها عين مقام ولايت آنهاست و ولايت مقام باطن و وساطت در فيض و اتصال به حقّ و فناء در توحيد است ؛ ب ) به اعتبارى ديگر انبياء با
هامش
( 1 ) . جوادى آملى ، عبد اللّه ، ادب فناى مقربان ، ج 1 ، ص 188 - 123 . ( 2 ) . مطهرى ، مرتضى ، م ، آ . ، ج 2 ، ص 168 ، با تلخيص ، چ هشتم ، 1378 ، انتشارات صدرا ، تهران . ( 3 ) . جوادى آملى ، عبد اللّه ، تفسير موضوعى قرآن مجيد ، ج 3 ، ص 410 - 411 ، چ اول ، 1381 ، قم ، مركز نشر اسراء .