سلوك از جذبه متأخر است و حضرت حق به اسم « الظاهر » بر ادراك عبد ظهور مىيابد اين است كه حقّ به وسيله عبد سالك مىبيند و مىشنود ، حق مدرك است و عبد سالك آلت ادراك . و در نقد النصوص مراتب قرب چهار مرتبه دانسته شده است كه بر حديث قرب نوافل و فرائض تطبيق داده شده است :
1 . مرتبه محبت 2 . مرتبه توحيد 3 . مرتبه معرفت 4 . مرتبه تحقيق كه مرتبه خلافت و كمال است و شامل همه مراتب پيشين » . « 1 »
بنابراين قرب سالك دو قسم است :
1 . قرب مجذوبان و محبوبان كه عنايت و جذبهء الهى عامل است نه سلوك عارف .
2 . قرب سالكان و محبّان كه در آن سلوك بر جذبه مقدّم است .
به بيان ديگر در سلوك اولى مرحلهء بقاى اصلى بر فنا مقدم بوده ، و در دومى فناء بر بقاء مقدم است و قرب و محبّتى كه منسوب به حضرت حق باشد ، « قرب فرائض » و اما قرب و حب منسوب به عبد را قرب و حبّ « نوافل » مىگويند . « 2 »
و استاد شهيد مطهرى پس از بحث از ماهيت قرب كه حقيقى است نه مجازى به بحث از « عبوديّت » تا « ربوبيّت » پرداخته و مراحل و منازل قرب و ولايت را تبيين كردهاند كه عبارتند از :
الف ) مرحله اول تسلّط بر نفس خويشتن كه ربوبيت و ولايت بر نفس امّاره پيدا مىكند .
ب ) مرحله دوم تسلّط و ولايت بر انديشههاى پراكنده ، يعنى تسلّط بر نيروى متخيّله كه قواى ادراكى خويش را در اختيار خود مىگيرد .
ج ) مرحله سوم بىنيازى روح در مراحل قوّت و قدرت در بسيارى از چيزهاى بدن يعنى بىنيازى از بدن درحالىكه بدن صددرصد نيازمند به روح است .
هامش
( 1 ) . نقد النصوص ، ص 152 - 153 .
( 2 ) . ر . ك : يثربى ، يحيى ، عرفان نظرى ، ص 505 - 506 .