خداوند سؤال كرد پروردگارا منزلت مؤمن در نزد تو چگونه است ؟ خداى سبحان در جواب فرمود : اى محمد ، آن كسى كه وليّى از اولياى مرا اهانت نمايد ، آشكارا با من به ستيز برخاسته است و من براى نصرت اولياى خود از هر چيزى سريعتر و شتابانترم .
هيچ بندهاى از بندگانم با وسيلهاى محبوبتر از انجام فرائض به من تقرب نمىجويد . . . ) سپس افزود : « و انّه ليتقرّب الىّ بالنّافلة حتّى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسان الذى ينطق به و يده الّتى يبطش بها ان دعانى اجبته و ان سألنى اعطيته . » « 1 »
سپس افزود همانطور كه انجام فريضه موجب قرب است ، انجام نوافل نيز باعث تقرّب مىگردد به گونهاى كه عبد سالك به خدا نزديك شده و خداوند فرمود « تا آنجا كه محبوب من گردد » ، اگر او محبوب من و من محبّ او شدم همه مجارى ادراكى و تحريكى او را به عهده مىگيرم و با گوش من مىشنود ، با چشم من مىبيند ، با زبان من مىگويد و . . . حقّ گوش ، چشم و دست و زبان او مىشود » . « 2 » و انسان كامل هنگامى كه از ذات خود فانى شده و به حق فانى مىگردد گوش ، چشم و دست حقّ مىشود و اين با « قرب فرائض » محقق مىگردد كه فراتر از « قرب نوافل » است . « 3 »
يعنى در قرب نوافل خدا گوش و چشم و زبان و دست « عبد » مىشود و در قرب فرائض عبد گوش ، چشم ، زبان و دست خدا مىگردد كه انسان كامل عين اللّه ، يد اللّه ، لسان اللّه و . . . است و به بيان ديگر در « قرب نوافل » ، « سير محبّى » و تقدم سلوك بر جذبه و سبقت فنا بر بقا رخ مىدهد زيرا حق با اسم « الباطن » تجلّى مىكند و ابزارهاى ادراك « عبد » مىشود و بر او ظهور مىكند و در « قرب فرائض » در « سير محبوبى » كه
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، كتاب الايمان و الكفر ، ح 8 ؛ محاسن برقى ، ص 291 ؛ وسائل الشيعه ، باب مقدمه العبادات ؛ صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 131 .
( 2 ) . جوادى آملى ، ولايت در قرآن ، ص 194 - 201 ، چ چهارم ، 1375 ، تهران ، مركز نشر فرهنگى رجاء .
( 3 ) . ر . ك : حسنزاده آملى ، حسن ، ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ، ص 18 .