حضور دارد و مجالس اشارتناپذير كه به بندهء خاص خدا اختصاص دارد . « 1 »
در لسان العرب كشف برآوردن و آشكارسازى چيزى را از برابر آنچه آن را پنهان مىسازد و مىپوشاند و كشف امر را « اظهار » آن معنا شده است . « 2 » و راغب در مفردات نيز گفتهاند : « كشف الثوب عن الوجه و غيره يقال كشف غمّة » « 3 » و به تعبيرى واژگانى كه در حوزه كشف و مكاشفه به كار مىروند دوگونهاند :
الف ) واژگان مستقيم مثل : كشف ، مكاشفه ، مشاهده و معاينه .
ب ) واژگان غيرمستقيم مثل : وحى ، الهام ، خواطر و القائات . « 4 »
و « مشاهده » را ابن عربى از نظر طائفه عارفان چنين تعريف كردهاند « رؤيت اشياء به دلائل توحيد و رؤيت حقّ در اشياء و پديدههاست و حقيقت آن يقين عارى از شكّ است و بر سه معنا اطلاق شده است :
1 . مشاهده خلق در حق و آن رؤيت اشياء به دلائل توحيد است .
2 . مشاهده حقّ در خلق و آن رؤيت حق در اشياء است .
3 . مشاهده حق بدون خلق و آن حقيقت يقين و رها از شك است « 5 » ناگفته نماند كه « مشاهده » فراتر از مكاشفه است و مكاشفه مقدمهء مشاهده است و در آن فناى كامل سالك صورت نمىپذيرد كه خواجه عبد اللّه انصارى نيز آوردهاند : « المشاهدة سقوط الحجاب بتّا و هى فوق المكاشفة ، لانّ المكاشفة ولاية النّعت و فيه شىء من بقاء الرّسم و المشاهدة ولاية العين و الذات » « 6 » اما چيزى كه مسلّم است اينكه مكاشفه و مشاهده بر اثر تجلّيات انوار ربوبى در قلب و در مشاعر باطنى و ظاهرى انسان سالك روى نمايد
هامش
( 1 ) . فتوحات مكيه ، ج 2 ، صص 486 - 487 .
( 2 ) . ابن منظور ، لسان العرب ، ج 5 ، ص 262 - 263 .
( 3 ) . راغب اصفهانى ، مفردات الفاظ القرآن ، ص 712 .
( 4 ) . فعالى ، محمد تقى ، تجربه دينى و مكاشفه عرفانى ، ص 131 - 136 .
( 5 ) . ابن عربى ،
( 6 ) . خواجه عبد اللّه انصارى ، منازل السائرين ، ص 277 ، ترجمه و نگارش على شيروانى .