تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
است . ممكنات به حسب نفس ذات عين افعال حق و صرف ربط به او مىباشند و چنين تشبيهاتى از جهتى مقرّب و از جهت ديگر مبعّد است :
اى برون از وهم و قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من
پس روح انسانى چون از عالم ملكوت است و از احديت وجود متنزل گرديده است ، استعداد او از براى تلوّن به لون حق و صبغة اللّه ، تام‌ّتر و قابليت او از براى قبول تجليّات حق از هر موجودى كامل‌تر است ، به واسطهء قبول خلافت الهيّه و وجود حقّانى حاصل از تصفيه درون و تسويّه وجود خويش كه سامان‌دهى و مديريت بر قواى ادراكى و تحريكى است و تنوّر به نور حق و قرب و اتحاد با حق مطلق از نوع اتحاد فىء با شىء و رقيقت با حقيقت به حكم « عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى « او مثلى » اقول لكل شىء كن فيكون ، تقول لكل شىء كن فيكون » « 1 » مربى حقايق و مشكاة ظهور حق و افعال حق مطلق مىگردد و سالك پس از طىّ طريقت الهى براساس شريعت مبين و نورانى اسلام از كثرت به وحدت و از خلق به حقّ سير كرده و مراحل ديگر را در سير و سفر معنوى يكى پس از ديگرى طىّ مىنمايد و محبّت كامنه در قلب سالك منشأ توجه تامّ او به حق مىشود كه البته معرفت و محبت صائب و صادق مبتنى بر عمل صالح و خالص و تقواى الهى با مراتب عام ، خاص و خاص الخاص كه عبد را به مراحل نهايى قرب الى اللّه برساند ، محبّتى كه وسيله قرب به حقّ و اتّصال وجودى به حقيقة الحقايق واقع شود لذاست كه فناء در توحيد ، موجب تعيّن عبد به تعينات حقانيه و تبديل صفات بشرى و خلقى به صفات حقّى است تا به مقام بقاء بعد از فناء و صحو بعد از محو برسد كه البته سالك بعد از وصول به مقام صحو بعد از محو ، تعين امكانى و عين ثابت او محو نمىشود . نتيجهء بقاء بعد از فناء ، رجوع به كثرت است و اين مقام ، مقام « واحديت كليّه » است كه قيصرى نيز در رساله « فى النبوة و الرسالة و الولايه . . . فصل دوازدهم مقدمه‌اش بر فصوص الحكم به مراحل و مقامات
هامش
( 1 ) . الجواهر السنّية فى الاحاديث القدسيه ، ص 281 - 282 .