تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانه دل نايدت نور موانع چون در اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است نخستين پاكى از احداث و انجاس * دوم از معصيت و ز شرك و وسواس سوم پاكى از اخلاق ذميمه است * كه با آن آدمى همچون بهيمه است چهارم پاكى سرّ است از غير * كه اينجا منتهى مىگرددت سير وجود تو همه خار است و خاشاك * برون انداز از خود جمله را پاك وصال حق ز خلقيت جدائى است * ز خود بيگانه گشتن آشنائى است برو تو خانه دل را فرو روب * مهيا كن مقام و جاى محبوب هر آنكو كرد حاصل اين طهارات * شود بىشك سزاوار مناجات تو تا خود را به كلى در نبازى * نمازت كى شود هرگز نمازى چو ذاتت پاك گردد از همه شين * نمازت گردد آن دم قرة العين كسى كو از نوافل گشت محبوب * به لاى نفى كرد او ، خانه جاروب درون جان محمود او مكان يافت * ز بىيسمع و بىيبصر نشان يافت « 1 »
و بالجملة الفناء المذكور موجب لان يتعين العبد بتعينات الهية و صفات ربانية مرة اخرى ، و هو البقاء بالحق ، و هذا المقام اى مقام الولاية دائرته اكبر من دائرة النبوة و لذلك انختمت النبوة ، و الولاية دائمة و جعل الولى اسما من اسماء اللّه تعالى دون النبى . ولايت به دو قسم : ولايت مطلقه و مقيده تقسيم مىشود و به ولايت عامه و خاصه نيز تقسيم‌پذير است . انقسام آن به مطلقه و مقيده و اتصاف به اطلاق و تقييد به اين اعتبار است : ولايت به اعتبار آن‌كه صفتى از صفات الهيّه است ، مطلق است . به اعتبار استناد به انبياء و اولياء عليهم السّلام مقيّد مىشود . هر مطلقى سارى در مقيد و مقوّم مقيد است . و هر مقيدى متقوم به مطلق است چون مقيد همان تنزّل مطلق است كه از تجلّى
هامش
( 1 ) . گلشن‌راز للشبسترى .