خارج از تن وى است اثر كند بر طريقى كه صلاح خلق در آن باشد يا فسادى نبود در آن .
سوم آنكه چون از علوم كه عموم خلق را به تعليم حاصل مىشود وى را تعلّم از باطن خويش حاصل شود . و آن را « علم لدنى » گويند چنان كه حق تعالى گفت :
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً .
« 1 »
بههرحال مراقبت پايه و مايههاى اصلى « ولايتشناسى » و « ولايتيابى » است يعنى بتدريج در اثر مراقبت عقل و دل و ظاهر و باطن انسان سالك مظهر « ولّى » كه از اسماى حسناى الهى است مىشود .
البته ناگفته نماند به تعبير مرحوم آية الحق و العرفان و سند الايقان آيت إله قاضى طباطبائى رحمه اللّه مراقبت دو نوع است :
صغرى : محاسبه نفس است دو جهت صدور گناه و خطا حتى ترك مستحبات و ارتكاب مكروهات يا مراقبت عوام ( عام ) كه مراقبت در دورى از رذائل و پليديها و گناهان و انجام واجبات الهى است .
كبرى : دوام ذكر و توجه و عدم غفلت از اللّه يا مراقبت خواص ( خاص ) كه از هر چيزى كه انسان را از خدا دور مىكند دورى كردن يعنى « باطن » را از هر رجس و رجز و گناهى تطهير كردن و از مكروهات پرهيز و از مشتبهات گريزان بودن و اهتمام به نوافل و مستحبات داشتن . « 2 »
و به تعبير امام محمد غزالى در كيمياى سعادت « مراقبت » كه به معناى پاسبانى و نگهداشتن است و خود را در محضر بلكه حضور الهى ديدن است بر دو وجه است :
1 - مراقبت صديقان كه در ايشان به عظمت حق تعالى مستغرق بود و در هيبت وى
هامش
( 1 ) . كيمياى سعادت ج 1 ص 51 - 50 چاپ پنجم به تصحيح احمد آرام ، انتشارات گنجينه .
( 2 ) . هفتهنامه پرتو ، سال دوم ش 101 و 105 ستون پرتو راز حكمت .