داشته باشد و محصور باشد تا هر چيزى در آن راه نيابد « مقام ولايت » يعنى شهود حقائق دست مىدهد و چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنچه را كه آنان مىشنيدند و مىديدند بهرهء چنين انسان سالكى مىشود كه مقام نبوت تعريفى يا انبائى است و چه زيبا حافظ شيرازى سرودهاند :
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت * با من « رهنشين » بادهء مستانه زدند
« رهنشين » محتمل است دو معنا داشته باشد :
1 - اظهار فقر و نياز چون گدايان در برابر خداى سبحان يعنى از خود هيچ نديدن .
خود نديدن ، فقر وجودى و ذاتى و نياز نفسى خويش را شهود كردن .
2 - نگهبان راه دل شدن و بر دم دروازهء دل نشستن و مراقبت كردن تا اغيار و نامحرمان وارد نشوند .
پس كشيك نفس كشيدن و نگهبان دل شدن مهم و سرنوشتساز است و هركه چنين كرد پيروز ميدان مبارزه با هواهاى درون و فاتح جبهه سلوك الهى است و اين امر مهم جز با « رياضت » ، معرفت واقعى ، استعانت از خداى سبحان ، هوشمندى و بيدارى و پايدارى ممكن و ميسور نخواهد شد پس صورت و سيرت ، فهم و شهود ، فكر و ذكر ، ظاهر و باطن ، سر و سرّ را بايد مراقبت نمود كه :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 » چه اينكه « صاحبدلان » به شنيدارى شهودى « او القى السمع » « ديدارى شهودى » ( و هو شهيد ) يعنى شنيدن و ديدن شهودى و كشفى نائل مىشوند و اين همان مقام « ولايت » است كه البته داراى مراتب و درجات است و مقام « احسان » از جمله مراتب مقام « ولايت » است كه در حديث شريف نبوى به ابوذر غفّارى فرمود : « يا اباذّر ! اعبد اللّه كانك تراه فان لم يكن تراه فانه يراك » « 2 » كه ناظر به مقام « محضر » است و از نظرى ديگر مقام
هامش
( 1 ) . سوره ق - 37 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 196 .