فرمود : يهوديان از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : مشخصات و حسب و نسب پروردگارت را براى ما بيان كن . آن جناب تا سه روز پاسخ نداد ، تا آنكه سوره « قل هو اللَّه احد » نازل شد « 1 » .
مؤلف : و در كتاب احتجاج از امام عسكرى ( ع ) روايت آورده كه فرمود :
سؤال كننده عبد اللَّه بن صورياى يهودى بوده ، و در بعضى روايات اهل سنت آمده كه سائل عبد اللَّه بن سلام بوده ، و اين سؤال را در مكه كرد ، و بعد از شنيدن پاسخ ايمان آورد ، ولى ايمان خود را پنهان مىداشت ، و در بعضى ديگر آمده جمعيتى از يهود بودند كه اين سؤال را از آن جناب كردند ، و در روايات بسيارى از طرق اهل سنت آمده كه اصلا سؤال از ناحيه يهوديان نبوده ، بلكه از ناحيه مشركين مكه بوده ، و به هر حال هر چه بوده مراد از حسب و نسب ، صفات و مشخصات خداى تعالى است « 2 » .
و در كتاب معانى به سند خود از اصبغ بن نباته از على ( ع ) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود : نسبت خداى عز و جل همان سوره : * ( « قُلْ هُوَ اللَّه . . . » ) * است « 3 » و در كتاب علل به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در حديث معراج فرمود : خداى تعالى به آن جناب - يعنى به رسول خدا ( ص ) - فرمود : * ( « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ » ) * ، را همانطور كه نازل شده بخوان ، كه اين سوره نسبت و معرف من است « 4 » .
مؤلف : و نيز به سند خود از موسى بن جعفر روايتى در معناى اين روايت آورده « 5 » .
و در الدر المنثور است كه ابو عبيد در كتاب فضائل خود از ابن عباس از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : سوره * ( « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ » ) * ثلث قرآن است « 6 » .
مؤلف : روايات از طرق اهل سنت در اين معنا بسيار زياد است ، و آن را از عده اى از صحابه از قبيل ابن عباس ( كه روايتش گذشت ) ، و ابى الدرداء ، ابن عمر ، جابر ، ابن مسعود ، ابى سعيد خدرى ، معاذ بن انس ، ابى ايوب ، ابى امامه ، و غير نامبردگان از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند ، و نيز در عده اى از روايات وارده از امامان اهل بيت
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 91 ، ح 1 .
( 2 ) احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 48 ، ط نجف .
( 3 ) معانى الاخبار ، ص 140 .
( 4 ) علل الشرائع ، ج 2 ، ص 315 .
( 5 ) علل الشرائع ، ج 2 ، ص 334 ، ب 32 .
( 6 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 412 .