تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
سايرين او را اطاعت كنند ، سيدى كه ما فوق او هيچ آمر و ناهى نباشد . و از حسين بن على ( ع ) روايت شده كه فرموده است : صمد كسى و چيزى را گويند كه جوف ندارد ، و نيز به كسى گويند كه نمىخوابد ، و همچنين به كسى گفته مىشود كه لم يزل بوده و لا يزال خواهد بود . و از امام سجاد ( ع ) نقل شده كه فرمود : صمد كسى است كه هر گاه بخواهد چيزى را ايجاد كند تنها بگويد : باش آن چيز موجود شود . و باز صمد به معناى كسى است كه موجودات را بدون الگوى قبلى خلق كرده ، آنها را اضداد و به اشكال مختلف و ازواج خلق كرده ، كسى است كه در يكتايى و ضد نداشتن يگانه است ، و نيز در نداشتن شكل و مثل و شريك يكتا است « 1 » . و اصل در معناى صمد همان معنايى است كه از ابى جعفر دوم ( ع ) نقل كرديم ، چون در معناى آن لغتى از مفهوم قصد گرفته شده بود ، و بنا بر اين ، معانى ديگر و مختلفه اى كه از ساير ائمه ( ع ) نقل شد تفسير به لازمه معناى اصلى است ، چون همه آنها از لوازم مقصود بودن خداى تعالى است ، آرى خداى تعالى مقصودى است كه هر موجودى در هر حاجتى كه دارد به سوى او رجوع دارد ، و خود او دچار هيچ حاجتى نمىشود . و در كتاب توحيد از وهب بن وهب قرشى از امام صادق ( ع ) از آباى گرامىاش ( ع ) روايت آورده كه اهل بصره به حسين بن على ( ع ) نامه اى نوشته ، و در آن از كلمه « صمد » پرسيدند ، حضرت در پاسخشان اين نامه را به ايشان نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اما بعد ، مبادا در قرآن كريم خوض كنيد . و در آن جدال راه نيندازيد ، و بدون علم و از روى مظنه و سليقه در باره آن چيزى مگوييد ، كه از جدم رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : كسى كه بدون علم در باره قرآن سخن بگويد ، نشيمنگاه او پر از آتش خواهد بود ، و خداى سبحان خودش كلمه « صمد » را تفسير كرده ، بعد از آنكه فرمود : « * ( اللَّه أَحَدٌ اللَّه الصَّمَدُ ) * » ، آن را با دو آيه بعد تفسير نموده ، فرمود : « * ( لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ ) * » « 2 » . و نيز در آن كتاب به سند خود از ابن ابى عمير از موسى بن جعفر ( ع ) روايت آورده كه فرمود : و بدانكه خداى تعالى « واحد » و « احد » ، و « صمد » است ، نه فرزنددار مىشود تا فرزندش از او ارث ببرد ، و نه خود از كسى متولد شده تا پدرش با او شريك باشد « 3 » .
هامش
( 1 ) معانى الاخبار ، ص 7 . ( 2 ) توحيد صدوق ، ص 90 ، ح 5 . ( 3 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 715 به نقل از توحيد .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 677 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى