و از داخل آن نجات نمىيابد .
* ( « فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ » ) * كلمه « عمد » - با فتحه عين و فتحه ميم - جمع عمود ( ستون ) است ، و كلمه « ممدده » اسم مفعول از مصدر تمديد است ، و تمديد مبالغه در مد ( كشيدن ) است .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : منظور از * ( « عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ » ) * گل ميخهايى است كه اهل عذاب را ميخكوب مىكند .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : عمد ممدده تنه هاى درختان است كه چون مقطار ، زندانى را با آن مىبندند ، و « مقطار » چوب و يا تنه درختى بسيار سنگين است ، كه در آن سوراخهايى باز مىكردند تا پاهاى دزدان و ساير مجرمين زندانى را در آن سوراخها كنند ، بعضى ديگر معانى ديگرى براى آن كردهاند .
بحث روايتى
در روح المعانى در ذيل آيه « * ( وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ) * » گفته است اين سوره بنا به روايتى كه ابن ابى حاتم از طريق ابن اسحاق از عثمان بن عمر نقل كرده ، در شان ابى بن خلف و بنا به روايتى كه سدى نقل كرده در شان ابى بن عمر و ثقفى ، معروف به اخنس بن شريق نازل شده ، چون مردى هرزه دهن بود ، بسيار غيبت مردم را مىكرد ، و به آنان تهمت مىزد و بنا بر آنچه ابن اسحاق نقل كرده امية بن خلف جمحى نسبت به رسول خدا ( ص ) همز و لمز مىكرد ، و بنا بر آنچه ابن جرير و غير او از مجاهد نقل كردهاند ، در باره جميل بن عامر و بنا بر آنچه ديگران گفتهاند در شان وليد بن مغيره و بدگوئيش نسبت به رسول خدا ( ص ) و سعى در تنقيص آن جناب نازل شده ، و بنا بر قولى ديگر در شان عاص بن وائل نازل شده است « 3 » .
مؤلف : روح المعانى سپس گفته : ممكن است در باره همه نامبردگان نازل شده باشد « 4 » . ولى به نظر ما بعيد نيست كه راويان احاديث نامبرده ، هر يك به سليقه خود سوره را بر يكى از نامبردگان تطبيق كردهاند ، و از اين گونه تطبيقها در روايات شان نزول بسيار است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 538 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 232 .
( 3 و 4 ) تفسير روح المعانى ، ج 30 ، ص 230 .