است ، كه پنداشته مال او را جاودان مىسازد ، و نيز جمله * ( « الَّذِي جَمَعَ . . . » ) * به منزله تعليل است براى جمله * ( « وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ » ) * ، و مىفهماند علت اينكه ويل را نثار هر همزه و لمزه كرديم اين است كه او مال پشيز دنيا را جمع مىكند و مىشمارد .
* ( « كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ » ) * اين جمله ردع و تخطئه پندار غلط او است ، كه مىپندارد مال ، جاودانه اش مىكند ، و لام در كلمه « لينبذن » لام سوگند است ، و واژه « نبذ » به معناى پرت كردن و دور انداختن چيزى است . و كلمه « حطمة » ( بر وزن همزه و نيز بر وزن لمزه و نكحة و ضحكة ) صيغه مبالغه است ، و مبالغه در حطم ( شكستن ) را مىرساند ، البته به معناى خوردن هم استعمال شده ، و اين كلمه يكى از نامهاى جهنم است چون جمله * ( « نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ » ) * آن را به آتش جهنم تفسير كرده .
و معناى آيه اين است كه : نه ، او اشتباه كرده ، مال دنيايش جاودانش نمىسازد ، سوگند مىخورم كه به زودى مىميرد و در حطمه اش پرت مىكنند .
* ( « وَما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ » ) * و تو نمىدانى حطمه چه حطمه اى است ؟ ! اين جمله تعظيم و هول انگيزى حطمه را مىرساند .
* ( « نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ » ) * « ايقاد نار » به معناى شعله ور ساختن آتش است . و كلمه « اطلاع و طلوع بر هر چيز » به معناى اشراف بر آن چيز ، و ظاهر شدن آن است ، و كلمه « افئدة » جمع كلمه « فؤاد » است كه به معناى قلب است ، و مراد از قلب در اصطلاح قرآن كريم ( عضو صنوبرى شكل كه تلمبه خون براى رساندن آن به سراسر بدن است نيست بلكه ) چيزى است به نام نفس انسانيت ، كه شعور و فكر بشر از آن ناشى مىشود .
و گويا مراد از « اطلاع آتش بر قلوب » اين است كه آتش دوزخ باطن آدمى را مىسوزاند ، همانطور كه ظاهرش را مىسوزاند ، به خلاف آتش دنيا كه تنها ظاهر را مىسوزاند .
قرآن درباره سوزاندن آتش جهنم فرموده : « وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ » « 1 » .
* ( « إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ » ) * يعنى آتش بر آنان منطبق است ، به اين معنا كه از آنان احدى بيرون آتش نمىماند ،
هامش
( 1 ) آتشگيرانه اش انسان و سنگ است . سوره بقره ، آيه 24 .