تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
تحقير و ناچيز معرفى كردن مال دنيا بوده ، چون مال هر قدر هم كه زياد و زيادتر باشد دردى از صاحبش را دوا نمىكند ، تنها سودى كه به حالش دارد همان مقدارى است كه به مصرف حوائج طبيعى خودش مىرساند ، مختصرى غذا كه سيرش كند ، و شربتى آب كه سيرابش سازد ، و دو قطعه جامه كه به تن كند . و كلمه « عدده » از ماده « عد » به معناى شمردن است ، مىفرمايد شخصى كه همزه و لمزه است از بس عاشق مال و حريص بر جمع آن است ، مال را روى هم جمع مىكند و پى در پى آن را مىشمارد ، و از بسيار بودن آن لذت مىبرد . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : معنايش اين است كه مال را عده و ذخيره مىكند براى روزى كه مورد هجوم ناملايمات روزگار واقع شود ، كه بنا بر اين ، كلمه « عدده » ديگر به معناى شمردن نيست . * ( « يَحْسَبُ أَنَّ مالَه أَخْلَدَه » ) * - يعنى او خيال مىكند مالى كه براى روز مبادا جمع كرده زندگى جاودانه به او مىدهد ، و از مردنش جلوگيرى مىنمايد ، بنا بر اين منظور از جمله « اخلده » كه صيغه ماضى است ، معناى مضارع - آينده - است ، به قرينه جمله « يحسب » كه آن نيز مضارع است . پس انسان نامبرده به خاطر اخلاد در ارض و چسبيدنش به زمين و زندگى مادى زمينى ، و فرو رفتنش در آرزوهاى دور و دراز ، از مال دنيا به آن مقدارى كه حوائج ضرورى زندگى كوتاه دنيا و ايام گذراى آن را كفايت كند قانع نمىشود ، بلكه هر قدر مالش زيادتر شود حرصش تا بىنهايت زيادتر مىگردد ، پس از ظاهر حالش پيداست كه مىپندارد مال ، او را در دنيا جاودان مىسازد ، و چون جاودانگى و بقاى خود را دوست مىدارد ، تمام همش را صرف جمع مال و شمردن آن مىكند ، و وقتى جمع شد و خود را بىنياز احساس كرد ، شروع به ياغىگرى نموده ، بر ديگران تفوق و استعلا مىورزد ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى » « 2 » ، و اين استكبار و تعدى اثرى كه براى آدمى دارد همز و لمز است . از اينجا روشن مىگردد كه جمله * ( « يَحْسَبُ أَنَّ مالَه أَخْلَدَه » ) * به منزله تعليل است براى جمله * ( « الَّذِي جَمَعَ مالًا وَعَدَّدَه » ) * ، و مىفهماند اگر مال پشيز دنيا را جمع مىكند و مىشمارد ، انگيزه و علتش پندار غلطى است كه دارد ، و اين خطاى عمليش مستند به خطاى فكرى او
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 538 . ( 2 ) آدمى حتما دچار طغيان مىشود در صورتى كه خود را بىنياز احساس كند . سوره علق ، آيه 7 .