تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
نكرده‌اند ، همانطور كه در سوره شعرا اينطور فرمود ، علاوه بر اين آيه بعدى كه مىفرمايد : * ( « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ » ) * ، و همچنين آيات بعدش كه سخن از رسول خدا ( ص ) دارد با اين احتمال مناسبت دارد ، كه منظور از رسول كريم ، پيامبر عظيم الشان باشد . * ( « وَما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ » ) * در اين آيه شعر بودن قرآن را نفى مىكند ، چون آورنده آن كه رسول خدا ( ص ) است تا به آخر عمر حتى يك شعر نسرود ، تا چه رسد به اينكه شاعر باشد ، و جمله * ( « قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ » ) * توبيخ مجتمع ايشان است ، كه اكثريت آنان ايمان نداشته ، و بجز اندكى از ايشان ايمان نياوردند . * ( « وَلا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ » ) * در اين جمله كهانت بودن قرآن و كاهن بودن رسول خدا ( ص ) انكار شده است ، و « كهانت » به عقيده كاهنان عبارت است از اينكه كاهن پيامها و اطلاعاتى را از جن دريافت كند . و جمله * ( « قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ » ) * نيز توبيخ مجتمع مشركين است . * ( « تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * يعنى قرآن از ناحيه رب العالمين نازل شده است ، نه اينكه خود رسول آن را پرداخته و به دروغ به خدا نسبت داده باشد ، كه در سابق هم به اين معنا اشاره فرمود .
* ( « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ ) * . . . * ( حاجِزِينَ » ) * وقتى كسى مىگويد : فلانى بر من « تقول » كرد ، معنايش اين است كه سخن و قولى از ناحيه خود تراشيد و به من نسبت داد . و كلمه « وتين » - به طورى كه راغب « 1 » گفته - به معناى رگى است كه به جگر ، خون وارد مىكند ، و اگر قطع شود صاحبش مىميرد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : به معناى رگ قلب است . و معناى اين آيات اين است كه : اگر اين پيامبر كريم كه ما رسالت خود را به دوش او نهاديم ، و با قرآن كريم به سوى شما فرستاديم ، پاره اى اقوال را از پيش خود بتراشد و به ما نسبتش دهد ، * ( « لأَخَذْنا مِنْه بِالْيَمِينِ » ) * ما او را مانند مجرمين دست بسته مىكنيم ، و يا ما دست راست او را قطع مىكنيم ، و يا با دست خود كه همان قدرت ما است او را گرفته انتقام از او
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « وتن » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 350 .