تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
در اينكه براى اثبات حقانيت قرآن در ميان همه سوگندها سوگند به « ما تبصرون و ما لا تبصرون » را انتخاب فرموده ، مناسبتى با مقام هست ، كه بر كسى پوشيده نيست ، براى اينكه نظام واحد حاكم بر عالم ، نظامى كه اجزاى جارى آن همه به هم مربوطند ، حكم مىكند بر اينكه صانع همه يكى است ، و همه به سوى او در حركتند ، و نيز حكم مىكند به صحت همه آثار و احكام توحيد ، از مساله بعث رسل و انزال كتب گرفته ، تا اينكه قرآن بهترين كتاب آسمانى است ، چون تمامى دعوتهايش به سوى حق و به سوى طريق مستقيم است . از آنچه گذشت روشن شد كه آنچه بعضى از مفسرين در تفسير جمله * ( « بِما تُبْصِرُونَ وَما لا تُبْصِرُونَ » ) * گفته‌اند ، و ذيلا از نظر خواننده مىگذرد ، درست نيست . بعضى « 1 » گفته‌اند : منظور از جمله اول خلائق ، و از جمله دوم خالق است . ولى سياق با اين تفسير سازگارى ندارد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد از اولى نعمتهاى ظاهرى ، و از دومى نعمتهاى باطنى است . و بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : مراد از اولى جن و انس و از دومى ملائكه و يا مراد از اولى اجسام و از دومى ارواح است ، و يا از اولى دنيا و از دومى آخرت ، و يا از اولى آثار ديدنى قدرت خدا و از دومى آثار نديدنى قدرت او و اسرار خلقت است . وجه نادرستى اين اقوال اين است كه لفظ آيه از همه اينها عمومىتر است .
* ( « إِنَّه لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ » ) * ضمير « انه » به قرآن برمىگردد ، و آنچه از سياق برمىآيد اين است كه منظور از « رسول كريم » پيامبر اسلام ( ص ) است ، و اين آيه مىخواهد در مقابل سخنان كفار كه او را شاعر و يا كاهن مىخواندند رسالت آن جناب را تصديق كند . و اگر قرآن را قول رسولى كريم خوانده ، باعث هيچ اشكالى نمىشود چون اين نسبت به شخص آن جناب نيست ، بلكه به عنوان رسالت او است ، و معلوم است كه رسول بدان جهت كه رسول است سخنى از خود ندارد ، آنچه مىگويد از ناحيه فرستنده خود مىگويد ، و اين معنا را با بيانى بيشتر در جمله * ( « تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * توضيح داده . بعضى « 4 » گفته‌اند : مراد از رسول كريم ، جبرئيل است . ليكن سياق آن را تاييد نمىكند ، براى اينكه اگر مراد جبرئيل بود جا داشت بفرمايد : اين قرآن را شيطانها نازل
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 روح المعانى ، ج 29 ، ص 52 .