از اينكه عذاب و و بال عملش دورادور او را گرفته ، و اينطور عذابش آماده شده ، تا ناگهان بر سرش بتازد ، و با هولانگيزترين و تلخترين شكل رخ بنمايد ، آن وقت از خواب غفلتش بيدار مىشود ، و به ياد نصيحتهايى مىافتد كه به او مىكردند و او گوش نمىداد ، آن وقت نسبت به كوتاهىهاى خود اظهار ندامت مىكند ، از ظلم و طغيان خود شرمنده مىشود ، و از پروردگارش درخواست برگشتن نعمت مىكند ، تا اين بار شكر او را به جاى آورد ، عينا همانطور كه سرگذشت صاحبان باغ به آن انجاميد . بنا بر اين قرآن مىخواهد با نقل اين داستان يك قاعده كلى براى همه انسانها بيان كند .
و اينكه فرمود : « و هر آينه عذاب آخرت بزرگتر است اگر بفهمند » ، علتش اين است كه عذاب آخرت از قهر الهى منشا دارد ، و چيزى و كسى نمىتواند در برابرش مقاومت كند ، عذابى است كه خلاصى از آن نيست ، حتى مرگى هم به دنبال ندارد ، به خلاف عذابهاى دنيوى كه هم در بعضى اوقات قابل جبران است ، و هم با مرگ پايان مىپذيرد ، عذاب آخرت از تمامى جهات وجود ، محيط به انسان است ، و دائمى و بىانتها است ، نه چون عذابهاى دنيا كه بالأخره تمام مىشود .
بحث روايتى
در كتاب معانى به سند خود از سفيان بن سعيد ثورى روايت كرده كه از امام صادق ( ع ) تفسير حروف مقطعه اول سوره ها را پرسيده ، و آن جناب فرموده : اما حرف « نون » كه در اول سوره « ن » است ، نهرى است در بهشت ، كه خداى تعالى به آن دستور داد منجمد شود ، و منجمد گشته مداد شد ، و به قلم فرمود تا بنويسد ، قلم آنچه بوده و تا روز قيامت خواهد شد در لوح محفوظ سطر به سطر نوشت ، پس مداد مدادى است از نور ، و قلم هم قلمى است از نور ، و لوح هم لوحى است از نور .
سفيان مىگويد به او گفتم : يا بن رسول اللَّه امر لوح و قلم و مداد را برايم بيشتر شرح بده ، و از آنچه خدا به تو آموخته تعليمم بفرما . فرمود : اى ابن سعيد اگر نبود كه تو اهليت پاسخ را دارى پاسخت نمىدادم ، بدانكه « نون » فرشته اى است كه به قلم گزارش مىدهد ، و قلم فرشته اى است كه به لوح گزارش مىدهد ، لوح هم فرشته اى است كه به اسرافيل گزارش مىدهد ، و او نيز فرشته اى است كه به ميكائيل گزارش مىدهد و ميكائيل هم به جبرئيل ، و جبرئيل به انبيا و رسولان . آن گاه فرمود اى سفيان برخيز برو كه بيش از اين را صلاحت