آيه مورد بحث علاوه بر مفادى كه گفتيم افاده مىكند ، اشاره اى هم به اين نكته دارد كه مقصود بالذات از خلقت رساندن جزاى خير به بندگان بوده ، چون در اين آيه سخنى از گناه و كار زشت و كيفر نيامده ، تنها عمل خوب را ذكر كرده و فرموده خلقت حيات و موت براى اين است كه معلوم شود كداميك عملش بهتر است . پس صاحبان عمل نيك مقصود اصلى از خلقتند ، و اما ديگران به خاطر آنان خلق شدهاند .
ذيل آيه هم كه مىفرمايد : * ( « وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ » ) * مطالب صدر را تاييد نموده مىفهماند او عزيز است ، چون ملك مطلق و قدرت مطلقه خاص او است ، پس هيچ كس نيست كه بر او غالب شود ، و اگر مخالفين و عاصيان خود را قدرت مخالفت و عصيان داده به منظور آزمايش بوده ، و به زودى از آنان انتقام مىگيرد . و نيز مىفهماند او غفور است ، چون از بسيارى گناهان در دنيا عفو مىكند ، و بسيارى از آنها را به طورى كه وعده داده در آخرت مىآمرزد .
و در عين حال با آوردن اين دو نام ، هم عاصيان را تخويف كرد و هم تطميع نمود ، چون وقتى اين دو نام در سياق دعوت ذكر شوند ، تخويف و تطميع را مىرساند .
اين را هم بايد دانست كه مضمون آيه شريفه صرف ادعاى بدون دليل نيست ، و آن طور كه بعضى پنداشتهاند نمىخواهد مساله خلقت مرگ و زندگى را براى آزمايش ، در دلها تلقين كند . بلكه مقدمه اى بديهى و يا نزديك به بديهى است كه به لزوم و ضرورت بعث براى جزا حكم مىكند . براى اينكه انسانى كه به زندگى دنيا قدم نهاده ، دنيايى كه دنبال آن مرگ است ، ناچار عملى و يا به عبارتى اعمالى دارد كه آن اعمال هم يا خوب است يا بد ممكن نيست عمل او يكى از اين دو صفت را نداشته باشد ، و از سوى ديگر به حسب فطرت مجهز به جهازى معنوى و عقلايى است ، كه اگر عوارض سويى در كار نباشد او را به سوى عمل نيك سوق مىدهد ، و بسيار اندكند افرادى كه اعمالشان متصف به يكى از دو صفت نيك و بد نباشد و اگر باشد در بين اطفال و ديوانگان و ساير مهجورين است .
و آن صفتى كه بر وجود هر چيزى مترتب مىشود ، و در غالب افراد سريان دارد ، غايت و هدف آن موجود به شمار مىرود ، هدفى كه منظور آفريننده آن از پديد آوردن آن همان صفت است ، مثل حيات نباتى فلان درخت كه غالبا منتهى مىشود به بار دادن درخت ، پس فلان ميوه كه بار آن درخت است هدف و غايت هستى آن درخت محسوب مىشود ، و معلوم مىشود منظور از خلقت آن درخت همان ميوه بوده ، و همچنين حسن عمل و صلاح آن ، غايت و هدف از خلقت انسان است ، و اين نيز معلوم است كه صلاح و حسن عمل اگر مطلوب است براى خودش مطلوب نيست ، بلكه بدين جهت مطلوب است كه در به هدف رسيدن موجودى ديگر
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 586
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٨٦