جناب طلاقتان دهد خداى تعالى زنانى بهتر از شما به او روزى كند ، زنانى كه مسلمان ، مؤمن ، عابد ، توبه كار ، قانت و سائح ( روزه گير ) باشند ، زنانى بيوه يا دوشيزگانى بكر .
پس هر زنى كه با رسول خدا ( ص ) ازدواج مىكرد ، و متصف به مجموع اين صفات بوده ، بهتر از آن دو زن بوده ، و اين بهترى نبود مگر به خاطر اينكه داراى قنوت و توبه بودند ، و يا داراى قنوت به تنهايى بوده و در ساير صفات با ساير زنان اشتراك داشتند و قنوت عبارت است از ملازمت به اطاعت و خضوع .
اين معنايى كه براى قنوت كرديم با جمله اى كه در آخر سوره در باره مريم آمده كه « وَكانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ » تاييد مىشود ، پس قنوت همان چيزى است كه بعضى از زنان رسول خدا ( ص ) فاقد آن بودند ، و آن عبارت بود از اطاعت رسول خدا ( ص ) ، كه اطاعت خدا هم در آن است و آن دو زن نداشتند ، و نيز تقوى از نافرمانى رسول خدا ( ص ) ، و پرهيز از آزار او ، كه باز فاقد آن بودند .
با بيانى كه گذشت فساد اين گفتار روشن مىشود كه بعضى گفتهاند : وجه بهترى زنان فعلى از زنان قبلى آن حضرت اين است كه زنان فعلى آن جناب داراى شرافت همسرى با آن جناب هستند ، و زنان قبلى به خاطر جدايى از آن جناب اين شرافت را از دست دادند ، وجه فساد اين سخن اين است كه اگر ملاك بهترى كه در آيه شريفه آمده صرف همسرى با آن جناب باشد ، بايد هر زنى كه با آن جناب ازدواج مىكرده افضل و اشرف از زنان مطلقه آن جناب باشد ، هر چند آن صفاتى كه در آيه ملاك كرامت و برترى است نداشته باشد ، و در اين صورت شمردن آن صفات در آيه شريفه هيچ مورد نداشته ، ( و چون خداى عز و جل منزه از بىمورد سخن گفتن است ، پس ملاك برترى ، زوجيت و همسرى نيست ، بلكه همان صفاتى است كه در آيه ذكر شده ) .
در كشاف آمده كه اگر بپرسى چرا در اين آيه صفات را بدون « واو » عاطفه شمرده ، و تنها بين دو صفت « ثيب » و « بكر » واو عاطفه آورده ، در پاسخ مىگوييم : صفاتى كه در اول آيه شمرده ، مانعة الجمع نيستند ، و ممكن است همه آنها در يك نفر يافت شود ، و به همين جهت واو عاطفه لازم نداشت ، به خلاف دو صفت ثيب و بكر ، ممكن نيست در آن واحد در يك فرد جمع شود ، زيرا زنان يا بيوهاند ، و يا دوشيزه « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 567 .