تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
صحيح و مناسب بود بفرمايد : « يا ايها الرسول » كه مساله مورد بحث مربوط به يكى از رسالتهاى آن جناب باشد . و مراد از « تحريم » در جمله * ( « لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّه لَكَ » ) * ، تحريم از طرف خدا نبوده ، بلكه تحريم به وسيله نذر و سوگند بوده ، آيه بعدى هم بر اين معنا دلالت دارد ، چون در آنجا سخن از سوگند كرده مىفرمايد : * ( « قَدْ فَرَضَ اللَّه لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ » ) * معلوم مىشود آن جناب با سوگند آن حلال را بر خود حرام كرده ، چون خاصيت سوگند همين است كه وقتى به عملى متعلق شود آن را واجب مىكند ، و چون به ترك عملى متعلق شود آن عمل را حرام مىسازد ، پس معلوم مىشود آن جناب سوگند به ترك آن عمل خورده ، و آن عمل را بر خود حرام كرده ، اما حرام به وسيله سوگند . آرى منظور از تحريم چنين تحريمى است ، نه اينكه حرمت آن عمل را براى شخص خودش تشريع كرده باشد ، چون پيغمبر نمىتواند چيزى را كه خدا حلالش كرده بر خود و يا بر همه تحريم كند ، و چنين اختيارى ندارد . « * ( تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ ) * » - يعنى تو با اين تحريم مىخواهى رضاى زنان خود را به دست بياورى ، و اين جمله بدل است از جمله « لم تحرم » . ممكن هم هست حال از فاعل آن باشد ، و اين جمله خود قرينه اى است بر اينكه عتاب مذكور در حقيقت متوجه زنان آن حضرت است ، نه خود او ، جمله * ( « إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّه فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما . . . » ) * و نيز جمله * ( « وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * اين معنا را تاييد مىكند . * ( « قَدْ فَرَضَ اللَّه لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَاللَّه مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » ) * راغب گفته : هر جا كلمه « فرض » در مورد رسول خدا ( ص ) در قرآن آمده ، و با حرف « على » متعدى شده ، دلالت دارد بر وجوب آن عمل بر همه امت ، كه رسول خدا ( ص ) هم داخل آنان است ، و هر جا اين كلمه در مورد آن جناب به وسيله حرف « لام » آمده ، دلالت دارد بر اينكه آن عمل براى آن جناب ممنوع و حرام نيست ، مثلا وقتى مىبينيم فرموده : « ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّه لَه » ، و يا فرموده : * ( « قَدْ فَرَضَ اللَّه لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ » ) * ، بايد بفهميم كه آن جناب در اين موارد منعى ندارد « 1 » . و كلمه « تحلة » در اصل « تحللة » بر وزن تذكرة و تكرمة بوده ، و اين كلمه مانند
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فرض » .