تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بيان آيات اين سوره با داستانى كه بين رسول خدا ( ص ) و بعضى از همسرانش اتفاق افتاد آغاز شده ، و آن اين بود كه به خاطر حادثه اى كه شرحش مىآيد پاره اى از حلالها را بر خود حرام كرد ، و بدين سبب در اين آيات آن جناب را مورد عتاب قرار مىدهد كه چرا به خاطر رضايت بعضى از همسرانت ، حلال خدا را بر خود حرام كردى ، و در حقيقت و به طورى كه از سياق بر مىآيد عتاب متوجه همان همسر است ، و مىخواهد رسول گرامى خود را عليه آن همسر يارى كند . بعد از نقل اين داستان مؤمنين را خطاب مىكند به اينكه جان خود را از عذاب آتشى كه آتشگيرانه اش انسان و سنگ است نگه بدارند ، و بدانند كه به جز اعمال خود آنان به ايشان جزايى نمىدهند ، جز ايشان خود اعمالشان است ، و معلوم است كه هيچ كس نمىتواند از عمل خود بگريزد پس هيچ كس از اين جزا خلاصى ندارد ، مگر پيغمبر و آنهايى كه به وى ايمان آوردند ، آن گاه بار ديگر رسول خدا ( ص ) را به جهاد با كفار و منافقين خطاب مىكند . در آخر ، سوره را به آوردن مثلى ختم مىكند ، مثلى از زنان كفار ، و مثلى از زنان مؤمنين ، و در اينكه سياق سوره ظهور در مدنيت آن دارد حرفى نيست .
* ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّه لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * خطابى است آميخته با عتاب ، كه چرا آن جناب پاره اى از حلالهاى خدا را بر خود حرام كرده ، ولى تصريح نكرده كه آنچه حرام كرده چيست ، و قصه چه بوده ؟ چيزى كه هست جمله « آيا خشنودى همسرانت را مىخواهى ؟ » اشاره دارد بر اينكه آنچه آن جناب بر خود حرام كرده ، عملى از اعمال حلال بوده ، كه رسول خدا ( ص ) آن را انجام مىداده ، و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بوده ، آن جناب را در مضيقه قرار مىدادند و اذيت مىكرده‌اند ، تا آن جناب ناگزير شده سوگند بخورد كه ديگر آن عمل را انجام ندهد . پس اگر در جمله « * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ) * » خطاب را متوجه آن جناب بدان جهت كه نبى است كرده ، و نه بدان جهت كه رسول است ، دلالت دارد كه مساله مورد عتاب مساله شخصى آن جناب بوده ، نه مساله اى كه جزو رسالتهاى او براى مردم باشد ، و معلوم است كه وقتى