تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
* ( « أَنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّه قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً » ) * - اين قسمت از آيه يكى از نتائج مترتب بر خلقت آسمانهاى هفتگانه و از زمين مثل آن را ذكر مىكند ، و در آن خلقت و امر به خداى تعالى نسبت داده شده و مخصوص آن جناب شده است ، و همين طور هم هست ، چون هيچ متفكرى كه در مساله خلقت غور كند ، در اين معنا شكى برايش باقى نمىماند كه قدرت خداى تعالى شامل هر چيز و علمش محيط به هر چيز است ، پس بر چنين كسى يعنى بر همه خردمندان مؤمن واجب است كه از مخالفت امر او بپرهيزند ، چون سنت اين خداى قدير عليم بر اين جارى شده كه مطيعان اوامرش را پاداش ، و اهل عتو و استكبار را مجازات فرمايد ، هم چنان كه خودش در باره اين سنت فرموده : « وَكَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَهِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَه أَلِيمٌ شَدِيدٌ » « 1 » .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه * ( « وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ » ) * ، آمده كه : منظور از قريه اهل قريه است « 2 » . و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل شده كه وى به سند خود از ريان بن صلت از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در گفتگويش با مامون فرموده : منظور از ذكر ، رسول خدا ( ص ) ، و ما اهل آن جناب هستيم ، و اين معنا در كتاب خدا هم آمده ، آنجا كه در سوره طلاق فرموده : * ( « فَاتَّقُوا اللَّه يا أُولِي الأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّه إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّه مُبَيِّناتٍ » ) * كه در آن منظور از ذكر را رسول خدا ( ص ) دانسته ، پس ذكر ، رسول خدا ( ص ) و ما اهل بيت او هستيم . و در تفسير قمى است كه پدرم از حسين بن خالد از ابى الحسن رضا ( ع ) برايم حديث كرد كه وى گفت : من به آن جناب عرضه داشتم : مرا از معناى كلام خداى عز و جل آنجا كه مىفرمايد : « وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ » خبر بده ، فرمود : آسمان محبوك به زمين
هامش
( 1 ) و اين چنين است اخذ پروردگارت ، وقتى كه اهل قريه اى را در حال ظلم گرفتار مىكند ، كه اخذ او دردناك و شديد است . سوره هود ، آيه 102 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 375 .