تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
خدا در تعليمش مؤمنين را هشدار داده ، دستور مىدهد كه مؤمنين يكديگر را به آنچه حقيقت است سفارش كنند ، هم چنان كه فرموده : « إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ » « 1 » ، و نيز فرموده : « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ » « 2 » . پس قرآن در حقيقت مىخواهد انسان را در قالبى از علم و عمل بريزد كه قالبى جديد و ريخته گرىاش هم طرزى جديد است ، قرآن مىخواهد با اين ريخته گرىاش انسانى بسازد داراى حياتى كه به دنبالش مرگ نيست ، و تا ابد پايدار است ، و به همين معنا آيه زير اشاره نموده ، مىفرمايد : « اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ » « 3 » ، و نيز مىفرمايد : « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » « 4 » . و ما وجه حكمت و معناى آن را در هر آيه اى كه سخن از حكمت داشت ذكر كرديم ، البته به آن مقدارى كه اين كتاب مجال بحثش را داشت . و از آنچه گذشت معلوم شد اينكه بعضى گفته‌اند : « تفسير قرآن ، تلاوت آنست ، و اما غور و كنجكاوى در معانى آيات قرآن تاويل ، و ممنوع مىباشد » فاسد و سخنى بسيار دور از ذهن است .
هامش
( 1 ) محققا همه انسانها در زيانكارىاند ، مگر تنها كسانى كه ايمان آورده اعمال صالح مىكنند ، و يكديگر را به پيروى از حق سفارش مىنمايند . سوره عصر ، آيه 3 . ( 2 ) خداوند به هر كس بخواهد حكمت مىدهد ، و به كسى كه حكمت داده شد خيرى بسيار داده شده ، ولى به جز خردمندان متذكر اين معنا نمىشوند . سوره بقره ، آيه 269 . ( 3 ) استجابت كنيد دعوت خدا و رسول را وقتى شما را مىخوانند تا زنده تان كنند . سوره انفال ، آيه 24 . ( 4 ) آيا كسى كه مرده بود پس ما زنده اش نموده ، نورى برايش قرار داديم تا با آن در بين مردم زندگى كند ، در وصف ، مثل كسى است كه در ظلمتهايى قرار گرفته باشد كه خروجى برايش نيست سوره انعام آيه 122 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 459 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى