محكم باشد ، و كذبى مخلوط به آن نباشد ، و نفعش هم محكم باشد ، يعنى ضررى در دنبال نداشته باشد ، و خداى تعالى در آيه زير به همين معنا اشاره نموده مىفرمايد : « وَأَنْزَلَ اللَّه عَلَيْكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » « 1 » ، و نيز در وصف كتاب خود كه بر آن جناب نازل كرده مىفرمايد :
« وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ » « 2 » ، و نيز رسول گرامى خود را در چند جا از كلام مجيدش معلم حكمت خوانده ، از آن جمله فرموده : * ( « وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » ) * « 3 » .
بنا بر اين پس تعليم قرآنى كه رسول ( ص ) متصدى آن و بيانگر آيات آنست ، تعليم حكمت است و كارش اين است كه براى مردم بيان كند كه در ميان همه اصول عقائدى كه در فهم مردم و در دل مردم از تصور عالم وجود و حقيقت انسان كه جزئى از عالم است رخنه كرده كدامش حق ، و كدامش خرافى و باطل است ، و نيز در سنتهاى عملى كه مردم به آن معتقدند ، و از آن اصول عقائد منشا مىگيرد ، و عنوان آن غايات و مقاصد است ، كدامش حق ، و كدام باطل و خرافى است .
مثلا بعضى از مردم - كه همان منكرين اديانند - معتقدند كه حيات ماديشان اصالت دارد ، و هدف نهايى است ، حتى بعضى از آنان گفتهاند : « ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا » « 4 » ولى قرآن متوجهشان مىكند به اينكه : « وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ » « 5 » ، و نيز مردم معتقدند كه اسباب حاكم در دنيا تنها حيات و موت ، صحت و مرض ، غنى و فقر ، نعمت و نقمت ، و رزق و محروميت است و مىگويند : « بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ » « 6 » ، و قرآن متذكرشان مىكند به اينكه : « أَلا لَه الْخَلْقُ وَالأَمْرُ » « 7 » ، و نيز مىفرمايد : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه » « 8 » ، و از اين قبيل آيات راجع به حكم و تدبير .
هامش
( 1 ) و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد . سوره نساء ، آيه 113 .
( 2 ) سوره يس ، آيه 2 .
( 3 ) سوره جمعه ، آيه 2 .
( 4 ) ما به جز اين زندگى مادى زندگانى نداريم . سوره جاثيه ، آيه 24 .
( 5 ) و اين زندگى دنيا چيزى به جز لهو و بازى نيست ، زندگى اصلى و حقيقى خانه آخرت است .
سوره عنكبوت ، آيه 64 .
( 6 ) تنها گردش روزگار است كه چنين و چنان مىكند . سوره سبا ، آيه 33 .
( 7 ) ايجاد و تدبير در آن تنها به دست خداست ، و گردش روزگار هم به دست او است . سوره اعراف ، آيه 54 .
( 8 ) حكم تنها از آن خدا است . سوره يوسف ، آيه 67 .