تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
حاجت است ، و در نتيجه حكمرانى در نظام تكوين در بين خلق و بر طبق دلخواه هم ، تنها حق او است . و همچنين حكمرانى و تشريع قانون در نظام تشريع و در بندگانش به هرطور كه صلاح بداند خاص او است ، و او ملكى است كه مىتواند در اهل مملكتش حكم براند ، و بر اهل مملكت است كه او را اطاعت كنند . يكى ديگر از مقتضيات نزاهتش اين است كه اگر در نظام تشريع براى خلق خود دينى تشريع مىكند ، از اين جهت نيست كه احتياجى به عبادت و اطاعت آنان داشته باشد ، و بخواهد با عبادت آنان نقصى از خود جبران و حاجتى از خود برآورد ، چون او قدوس و منزه از هر نقص و حاجت است . يكى ديگر اين است كه اگر دينى براى خلقش تشريع كرد و آن را به وسيله رسولش به اطلاع خلق رسانيد ، و خلق دعوت آن رسول را نپذيرفتند ، و در نتيجه خدا را اطاعت و عبادت نكردند ، نقصى بر ساحت مقدسش عارض نمىشود ، و بر دامن كبريايىاش گردى نمىنشيند ، و نه چنان است كه خلق او را شكست داده باشند ، چون او عزيز است ، يعنى مقتدرى است شكست ناپذير . و باز اگر به مقتضاى ملك بودن و قدوس و عزيز بودنش دينى براى بندگانش تشريع مىكند ، ممكن نيست بيهوده و بدون نتيجه تشريع كرده باشد ، براى اينكه او حكيم على الاطلاق است ، آنچه مىكند جز به خاطر مصلحتى كه دارد نمىكند ، و نيز آنچه اراده مىكند جز به نفع بندگانش و خيرى كه به خود آنان عايد شود نمىكند ، تنها سعادت دنيا و آخرت آنان را در نظر دارد . و كوتاه سخن اينكه : تشريع دين ، و انزال كتب آسمانى ، و بعث رسولان براى تلاوت آيات آن كتاب براى مردم ، و تزكيه و تعليم خلق ، همه اش فضل و منتى است از خدا ، و به همين جهت در آيه بعدى منت آن فضل را بر مردم مىگذارد و مىفرمايد :
* ( « هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ . . . » ) * كلمه « اميين » جمع كلمه « امى » است ، يعنى كسى كه قادر بر خواندن و نوشتن نيست . و منظور از اين بىسوادان - به طورى كه گفته شده - مردم عرب هستند ، كه در عصر رسول خدا ( ص ) بيشترشان بىسواد بودند ، و جز افرادى انگشتشمار قادر بر خواندن و نوشتن نبودند ، و خود رسول خدا ( ص ) هم صرفنظر از رسالتش از همان اكثريت بود ، و لذا فرمود : * ( « هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ » ) * : او كسى است كه در ميان مردمى بىسواد رسولى از جنس خود آنان و براى همه آنان مبعوث كرد .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 445 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى