تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
كرد ، و زنهارشان داد از اينكه مثل يهود نباشند كه خداى تعالى تورات را بر آنان تحميل كرد ، ولى آنان آن را حمل نكردند ، و به معارف آن معتقد نشدند ، و به احكامش عمل نكردند ، در نتيجه مانند الاغى شدند كه بارش كتاب باشد . و در آخر به عنوان نتيجه دستور مىدهد كه وقتى بانك نماز جمعه بلند مىشود بازار و دادوستد را رها نموده ، به سوى ذكر خدا بشتابند . و نيز افرادى را كه خلاف اين دستور عمل مىكنند ، و رسول خدا ( ص ) را در حالى كه مشغول خطبه نماز است رها نموده ، به سوى دادوستد مىروند ، سرزنش مىكند ، و اين رفتار را نشانه آن مىداند كه اين گونه افراد معارف كتاب خدا و احكامش را نپذيرفته‌اند . اين سوره در مدينه نازل شده است .
* ( « يُسَبِّحُ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ » ) * كلمه « تسبيح » به معناى منزه دانستن است . وقتى مىگوييم : « سبحان اللَّه » معنايش اين است كه طهارت و نزاهت از همه عيوب و نقائص را به او نسبت مىدهيم . و اگر از تسبيح ، در آيه با صيغه مضارع تعبير كرده ، براى اين است كه استمرار را بفهماند . پس معناى آن اين نيست كه نامبردگان ، در آينده تسبيح مىكنند ، بلكه معنايش اين است كه همواره و مستمرا تسبيح مىكنند . و كلمه « ملك » - به فتح ميم و كسر لام - كسى است كه مقام حكمرانى در نظام جامعه مختص به او است . و كلمه « قدوس » صيغه مبالغه از « قدس » است ، كه آن نيز به معناى نزاهت و طهارت است . و كلمه « عزيز » به معناى مقتدرى است كه هرگز شكست نمىپذيرد . و كلمه « حكيم » به معناى متقن كار ، و كسى است كه هيچ عملى از وى از جهل و گزاف ناشى نمىشود ، هر چه مىكند با علم مىكند ، و براى آن مصالحى در نظر مىگيرد . اين آيه شريفه مقدمه و زمينه چينى است براى آيه بعدى ، يعنى * ( « هُوَ الَّذِي بَعَثَ . . . » ) * كه متعرض مساله بعثت رسول اللَّه است ، و مىفرمايد : غرض از بعثت او اين بود كه مردم به كمال و به سعادت برسند ، و بعد از ضلالتى آشكار كه داشتند هدايت گردند .
و اما اينكه چگونه آنچه در آسمانها و زمين است خدا را تسبيح مىكنند ؟ جوابش اين است كه موجودات آسمانى و زمينى ( همانطور كه با آنچه از كمال دارند از كمال صانع خود حكايت مىكنند همچنين ) با نقصى كه در آنها است و جبران كننده آن خدا است ، و با حوائجى كه دارند و برآورنده اش خدا است ، خدا را از هر نقص و حاجت منزه مىدارند ، چون هيچ حاجت و نقصى نيست مگر آن كه تنها كسى كه اميد برآوردن آن حاجت و جبران كردن آن نقص در او مىرود خداى تعالى است ، پس خود او مسبح و منزه از هر نقص و