تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
* ( « وَإِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّه إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُه أَحْمَدُ » ) * در آغاز كلام گفتيم كه اين آيه و آيه قبلىاش و سه آيه بعدش در مقام اين است كه رسالت و نبوت رسول خدا ( ص ) را كه نزد مردم با ايمان مسلم است ، براى سايرين مسجل سازد و بفهماند كه آن جناب را با هدايت و دين حق فرستاده تا بر همه اديان غلبه اش دهد ، هر چند كه كافران از اهل كتاب را خوش نيايد ، و نيز دينى كه او آورده نورى ساطع از طرف خداى تعالى است ، و مشركين مىخواهند آن را با دهنهايشان خاموش كنند ، در حالى كه خدا نور خود را تمام مىكند ، هر چند كه مشركين را خوش نيايد . پس بر مؤمنين است كه او را با اينكه مىدانند فرستاده خدا به سويشان است ، آزار ندهند ، بلكه يارىاش كنند ، و در راه پروردگارشان و براى احياى دين او و نشر كلمه توحيد جهاد كنند . از اينجا معلوم مىشود كه جمله * ( « وَإِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ . . . » ) * به منزله مقدمه و زمينه چينى است براى مطلب بعدى كه مىفرمايد : رسول خدا ( ص ) فرستاده اى است مبشر كه عيسى ( ع ) به آمدنش بشارت داده ، و او كسى است كه خداى تعالى او را به هدايت و دين حق گسيل داشته ، و دين او نورى است كه مردم با آن راه سعادت را مىيابند . و اين مطلبى كه قرآن كريم از عيسى ( ع ) حكايت كرده ، كه فرمود « اى بنى اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شمايم ، و تورات را كه قبل از من نازل شده تصديق دارم ، و من اين بشارت را آورده‌ام ، كه بعد از من رسولى مىآيد به نام احمد » ، خلاصه دعوتى است كه آن جناب داشته . نخست با جمله * ( « إِنِّي رَسُولُ اللَّه إِلَيْكُمْ » ) * اصل دعوت خود را اعلام داشته ، اشاره مىكند به اينكه هيچ شانى و پستى و امتيازى به جز اين ندارد ، كه حامل رسالتى از طرف خدا به سوى ايشان است ، و آن گاه متن رسالت خود را شرح مىدهد تا رسالت خود را ابلاغ كرده باشد ، مىگويد : « * ( مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ . . . ) * » ، هم نبوت و كتاب قبل از خودم را تصديق مىكنم و هم از نبوت بعد از خود خبر مىدهم . پس اينكه گفت * ( « مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ » ) * اين معنا را بيان مىكند كه دعوتش مغاير با دين تورات ، و مناقض با شريعت آن دين نيست ، بلكه آن را تصديق دارد ، و احكامش را نسخ نمىكند ، مگر اندكى را . و تازه نسخ ، معنايش مناقضت نيست ، بلكه معنايش اين است كه از سرآمد عمر منسوخ خبر مىدهد ، و خلاصه مىگويد فلان حكم تورات