تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
همين جهت منصوب شده ، يعنى « در زمانى نزديك » . و جمله « كمثل » خبرى است كه مبتداى آن حذف شده ، تقديرش « مثلهم كمثل . . . » است . و معناى آيه اين است كه : مثل يهوديان بنى النضير در عهدشكنى ، و در اينكه منافقين وعده دروغى نصرت به آنان دادند ، و سرانجام كارشان به جلاى وطن انجاميد ، مثل اقوامى است كه در اين نزديكىها قبل از ايشان بودند . و منظور از آن اقوام « بنى قينقاع » است كه تيره ديگرى از يهوديان مدينه بودند ، آنها هم بعد از جنگ بدر عهدشكنى كردند ، و رسول خدا ( ص ) از سرزمين مدينه بيرونشان كرد ، و به سرزمين اذرعات فرستاد . منافقين به آنها هم نيرنگ زدند وعده داده بودند كه در باره آنان با رسول خدا ( ص ) صحبت مىكنند و نمىگذارند آن جناب بيرونشان كند . و بنى قينقاع فريب آنان را خورده سرانجام از مدينه بيرون شدند ، و و بال كار خود را چشيدند ، و در آخرت عذابى اليم دارند . بعضى از مفسرين « 1 » گفته‌اند : منظور از جمله * ( « الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » ) * كفار مكه است كه در جنگ بدر و بال كفر خود را چشيدند . ولى بيان قبلى با سياق آيه بهتر مىسازد . به هر حال مثلى كه در آيه شريفه زده شده براى قوم بنى النضير است ، نه براى منافقين ، چون از سياق اين طور استفاده مىشود . * ( « كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ . . . » ) * از ظاهر سياق برمىآيد كه اين مثل بيانگر حال منافقين باشد ، كه بنى النضير را فريب داده ، وعده نصرتشان دادند ، و به آن عمل نكرده ، در هنگام حاجت و سختى تنهايشان گذاشتند . و باز از ظاهر سياق استفاده مىشود كه منظور از شيطان ، ابليس ، و منظور از انسان ، آدم ابو البشر نيست ، بلكه منظور از اولى جنس شيطان ، و از دومى جنس آدميان است كه شيطان هر انسانى او را به سوى كفر دعوت نموده و براى اينكه دعوتش را بپذيرد متاعهاى زندگى دنيا را در نظرش زينت داده ، و روگردانى از حق را با وعده هاى دروغى و آرزوهاى بى جا در نظر وى جلوه مىدهد ، و او را گرفتار كفر مىسازد ، به طورى كه در طول عمر از كفر خود خرسندى هم مىكند تا آنكه نشانه هاى مردن يكى پس از ديگرى برسند ، آن وقت به تدريج مىفهمد آرزوهايى كه شيطانش در دلش افكنده سرابى بيش نبوده و يك عمر فريب آن
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 264 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 368 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى