تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
* ( « فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها وَذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ » ) * از ظاهر آيه برمىآيد كه ضميرهاى تثنيه به شيطان و انسان برمىگردد كه نامشان در ضمن مثل گذشته آمده بود . در نتيجه در اين آيه عاقبت شيطان در فريبكارىاش و عاقبت انسان در فريب خوردن و گمراه شدنش بيان شده ، و در آن اشاره شده كه اين عاقبت هم عاقبت منافقين است در وعده هاى دروغين كه به بنى النضير دادند ، و هم عاقبت بنى النضير است در فريب خوردنشان از وعده هاى دروغى منافقين ، و در اصرارشان بر مخالفت با رسول خدا ( ص ) . و معناى آيه روشن است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه ابن اسحاق ، ابن منذر ، و ابو نعيم - در كتاب دلائل - از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گروهى از قبيله بنى عوف بن حارث - كه عبد اللَّه بن ابى بن سلول ، و وديعة بن مالك ، و سويد ، و داعس از ايشان بودند - شخصى را نزد بنى النضير فرستادند كه قلعه هاى خود را خالى نكنيد ، و ايستادگى كنيد و ما به آسانى شما را تسليم دشمن نمىكنيم ، و اگر كارتان به جنگ بيانجامد با دشمن شما مىجنگيم ، و اگر به جلاى وطن بكشد ، با شما مىآييم ، و ما نيز جلاى وطن مىكنيم . بنى النضير به اميد يارى آنان تن به جنگ دادند ، ولى منافقين ياريشان نكردند ، براى اينكه خدا ترس از مسلمانان را در دلهايشان بيفكند . به ناچار بنى النضير از رسول خدا ( ص ) خواهش كردند به ريختن خون ايشان نپردازد ، و به جلاى وطن ايشان رضايت دهد ، و قبول كردند كه بيش از بار يك شتر از اموال خود نبرند ، و هر چه حلقه ( گويا منظور طلا آلات باشد ) دارند نيز با خود نبرند . رسول خدا ( ص ) هم اين تقاضا را پذيرفت . و بنى النضير ( براى اينكه خانه هايشان سالم به دست مسلمين نيفتد ) آنها را خراب كردند ، و آن را ( گويا منظور اثاث است ) بر پشت شتر خود نهاده روانه خيبر شدند ، و بعضى هم به شام رفتند « 1 » . مؤلف : اين روايت با تعدادى از روايات كه مىگفت رسول خدا ( ص ) در آغاز شرط كرد كه بيش از بار يك شتر نبرند ، منافات دارد ، چون در آن روايات آمده كه بنى النضير اول اين پيشنهاد را نپذيرفتند ، و در آخر وقتى از روى ناچارى پذيرفتند ، رسول خدا ( ص ) قبول نكرد ، و فرمود : اجازه نداريد به غير از زن و بچه خود
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 199 .