ساير مردم نظير برترى من بر پستترين آنان است . اين روايت را جابر بن عبد اللَّه از آن جناب نقل كرده « 1 » .
مؤلف : ولى ذيل روايت خالى از اشكال نيست ، براى اينكه ظاهر جمله « أدناهم - پستترين آنان » اين است كه ضمير به كلمه « ناس - مردم » برگردد ، و ظاهر اين برگشتن اين است كه روايت خواسته براى مردم مراتبى قائل شود ، بعضى در بلندترين مرتبه ، و بعضى در مرتبه اى متوسط ، و بعضى پست ، و بعضى پستتر ، و وقتى برترى عالم بر ساير مردم - با فرض اينكه در بين آنان دارندگان بلندترين مرتبه نيز هست - نظير برترى پيغمبر بر پستترين مردم باشد ، نتيجه اش اين مىشود كه عالم از رسول خدا ( ص ) افضل باشد ، براى اينكه به حكم اين حديث رسول خدا ( ص ) از پستترين مردم افضل است ، و عالم از همه مردم چه پستترين و چه بلند مرتبه ترين آنان . و اين قطعا درست نيست .
مگر آنكه بگوييم : منظور از كلمه « أدنى » پستترين نيست ، بلكه نزديكترين است ، يعنى نزديكترين مردم به رسول خدا ( ص ) كه قهرا همان علماء خواهند بود ، هم چنان كه از جمله « و پيغمبر از عالم يك درجه برترى دارد » نيز همين معنا استفاده مىشود ، در نتيجه مفاد روايت اين مىشود كه : فضل عالم بر سائر مردم نظير برترى من است بر نزديكترين مردم به من ، كه همان عالم باشد .
و در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور ، ابن راهويه ، ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، و حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - از على بن ابى طالب روايت كردهاند كه گفت : در كتاب خدا آيه اى است كه احدى قبل از من و بعد از من به آن آيه عمل نكرده ، و نمىكند ، و آن آيه * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً » ) * است ، كه من يك دينار داشتم ، آن را به ده درهم فروختم ، هر بار كه با رسول خدا ( ص ) نجوى كردم قبل از نجوى يك درهم صدقه دادم ، و بعد از آن آيه نسخ شد ، پس احدى به جز من به آن عمل نكرد ، و آيه شريفه * ( « أأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ . . . » ) * نازل شد ، و حكم صدقه را نسخ كرد « 2 » .
و در تفسير قمى به اسنادى كه به ابى بصير دارد از حضرت ابى جعفر ( ع )
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 253 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 185 .