خدا معلوم كند چه كسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مىكند ، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است ( 25 ) .
و با اينكه نوح و ابراهيم را فرستاديم ، و نبوت و كتاب را در ذريه او قرار داديم ، در عين حال بعضى از آنان راه يافته و بسيارى از ايشان فاسق شدند ( 26 ) .
به دنبال آن رسولان خود را گسيل داشتيم ، و عيسى بن مريم را فرستاديم ، و به او انجيل داديم ، و در دل پيروانش رأفت و رحمت و رهبانيتى قرار داديم كه خود آنان بدعتش را نهاده بودند ، و ما بر آنان واجب نكرده بوديم ، اما منظور آنان هم جز رضاى خدا نبود ، اما آن طور كه بايد رعايت آن رهبانيت را نكردند ، و در نتيجه به كسانى كه از ايشان ايمان آورده بودند ، اجرشان را داديم و بسيارى از ايشان فاسق شدند ( 27 ) .
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، به اين پايه از ايمان اكتفاء نكنيد ، تقوا پيشه كنيد ، و به رسول او ايمان بياوريد ، تا دوباره رحمت خود را به شما بدهد ، و برايتان نورى قرار دهد كه با آن زندگى كنيد ، و شما را بيامرزد و خدا آمرزگار و رحيم است ( 28 ) .
اين بدان جهت بود كه اهل كتاب نپندارند كه مؤمنين به اسلام ، راهى به فضل خدا ندارند ، و اينكه بدانند كه فضل به دست خداست ، آن را به هر كس بخواهد مىدهد ، و خدا داراى فضلى عظيم است ( 29 ) .
بيان آيات
خداى تعالى پس از اشاره به قساوتى كه دلهاى مؤمنين را فرا گرفته ، و در نتيجه در امتثال تكاليف دينى و مخصوصا انفاق در راه خدا كه مايه قوام امر جهاد است تثاقل ورزيدند ، و آن گاه ايشان را به اهل كتاب تشبيه كرد كه در اثر طولانى شدن مهلت خدا به آنان دلهايشان دچار قساوت گرديد ، اينك در اين آيات غرض الهى از فرستادن رسولان و نازل كردن كتاب و ميزان همراه ايشان را بيان كرده ، مىفرمايد : غرض از اين ارسال رسل و انزال كتب اين بود كه انبيا مردم را به عدالت عادت دهند ، تا در مجتمعى عادل زندگى كنند ، و آهن را نازل كرد تا بندگان خود را در دفاع از مجتمع صالح خود و بسط كلمه حق در زمين بيازمايد ، علاوه بر منافع ديگرى كه آهن دارد ، و مردم از آن بهره مند مىشوند .
آن گاه فرمود كه نوح و ابراهيم ( ع ) را فرستاد ، و نبوت و كتاب را در ذريه آن دو بزرگوار قرار داد ، و يكى پس از ديگرى رسولانى گسيل داشت ، و اين سنت هم چنان در تمامى امتها استمرار يافت ، و نتيجه كار همواره اين بود كه عده اى از مردم راه حق را يافته ، اكثريتى از ايشان فاسق شدند ، و سپس سوره را با دعوت مردم به اين معنا ختم مىكند كه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٠