تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
است ، چون او غنى است و احتياجى به انفاق آنان ندارد ، و حميد هم هست ، در آنچه مىكند محمود و ستوده است . اين آيات سه گانه كه از جمله * ( « ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ » ) * شروع مىشود ، و در جمله * ( « الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » ) * ختم مىگردد ، به طورى كه ملاحظه مىفرماييد مردم را به انفاق و مبارزه با بخل و امساك دعوت و تشويق مىكند ، و مىخواهد تا مردم از اندوه بر آنچه از ايشان فوت مىشود و شادى به آنچه به ايشان مىرسد زهد بورزند ، براى اينكه امور از ناحيه خدا مقدر است ، و قضايش از ناحيه او رانده شده ، و در كتابى نوشته شده ، كتابى كه هر چيزى را قبل از قطعى شدنش نوشته است .
بحث روايتى
در الدر المنثور در ذيل آيه * ( « ألَمْ يَأْنِ » ) * آمده كه : ابن مبارك ، عبد الرزاق و ابن منذر از اعمش روايتى آورده‌اند كه گفت : وقتى اصحاب رسول خدا ( ص ) به مدينه آمدند ، و از زندگى مرفهى كه در مكه داشتند به يك زندگى فلاكتبارى دچار گشته ، در نتيجه نسبت به پاره اى وظايف سست شدند ، در اين آيه مورد عتاب قرار گرفتند ، كه مگر وقت آن نشده كسانى كه ايمان آورده‌اند دلهايشان براى ذكر خدا نرم شود « 1 » . مؤلف : اين روايت معتدلترين روايات وارده در شان نزول سوره است ، و گرنه روايتى ديگر از ابن مسعود نقل شده كه گفت : بين اسلام ما و بين عتابى كه خدا با آيه * ( « ألَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه » ) * به ما كرد بيش از چهار سال فاصله نشد « 2 » . از ظاهر اين روايت برمىآيد كه اين سوره در مكه نازل شده . و باز در معناى آن روايتى است كه نقل شده مشعر بر اينكه عمر بعد از نزول اين سوره مسلمان شد « 3 » . كه اين نيز دلالت دارد بر اينكه سوره در مكه نازل شده ، چون اسلام عمر در مكه بود ، ليكن خواننده توجه فرمود كه سياق آيات سوره به هيچ وجه با نزول آن در مكه سازگار نيست ، و ممكن است روايت ابن مسعود را حمل كرد بر اينكه خصوص آيه * ( « ألَمْ يَأْنِ . . . » ) * ، و يا آن آيه و آيه بعدش در مكه نازل شده ، و بقيه در مدينه .
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 175 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 164 .