تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
تعريف نشان دهنده منتهاى صفاى حور است . * ( « جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * اين آيه شريفه قيدى است براى همه مطالب قبل ، و كلمه « جزاء » مفعول له و بيانگر علت است . و معناى آيه اين است كه : همه آنچه كه با اهل بهشت كرديم براى اين بود كه پاداشى باشد در قبال آن اعمال صالحى كه به طور مستمر انجام مىدادند . * ( « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَلا تَأْثِيماً » ) * « سخن لغو » آن سخنى است كه فايده و اثرى بر آن مترتب نشود ، و « تاثيم » به معناى آن است كه نسبت اثم ( گناه ) به كسى بدهى . و معناى آيه اين است كه : در بهشت كسى لغو و تاثيم از ديگرى نمىشنود ، و كسى نيست كه ايشان را به سخنى مخاطب سازد كه فايده اى بر آن مترتب نباشد ، و كسى نيست كه ايشان را به گناهى نسبت دهد ، چون در بهشت گناهى نيست . بعضى « 1 » از مفسرين كلمه تاثيم را تفسير كرده‌اند به دروغ . * ( « إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً » ) * اين جمله استثنايى است منقطع از لغو و تاثيم ، و كلمه « قيل » مانند كلمه « قول » مصدر است ، و كلمه « سلاما » بيان كلمه « قيل » است ، و تكرار آن صرفا براى تاكيد وقوع آن است . و معناى آيه اين است كه : اهل بهشت لغو و تاثيمى نمىشنوند ، مگر سخنى كه سلام است و سلام . بعضى « 2 » از مفسرين گفته‌اند : ممكن است كلمه « سلاما » مصدر به معناى وصف باشد ، يعنى صفت قيلا باشد ، كه در اين صورت معنايش چنين مىشود : « مگر سخنى كه اين صفت دارد سالم است » .
* ( « وَأَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ » ) * از اين آيه شروع مىشود به تفصيل مال حال اصحاب ميمنه ، و اگر به جاى تعبير به اصحاب ميمنه تعبير كرد به اصحاب يمين ، براى اين بود كه بفهماند هر دو تعبير در باره يك طايفه است ، و آن يك طايفه كسانى هستند كه نامه اعمالشان به دست راستشان داده
هامش
( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 139 .