تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
به معناى عالى و بلند است . بعضى « 1 » از مفسرين مراد از فرش مرفوعه را زنان ارجمندى دانسته‌اند كه در عقل و جمال و كمال قدر و منزلتى بلند دارند ، و استدلال كرده‌اند به اينكه : كلمه فراش در مورد زنان نيز استعمال دارد ، و اتفاقا آيه بعدى هم كه مىفرمايد : * ( « إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً . . . » ) * با اين وجه تناسب دارد . * ( « إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً عُرُباً أَتْراباً » ) * يعنى ما آن زنان را ايجاد و تربيت كرديم ، ايجادى خاص و تربيتى مخصوص . در اين آيه اشاره اى هم به اين نكته هست كه وضع زنان بهشتى از نظر جوانى و پيرى و زيبايى و زشتى اختلاف ندارد ، و معناى اينكه فرمود : * ( « فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً » ) * اين است كه : ما زنان بهشتى را هميشه بكر قرار داده‌ايم ، به طورى كه هر بار كه همسران ايشان با آنان بياميزند ايشان را بكر بيابند . كلمه « عرب » جمع عروب است ، و عروب به معناى زنى است كه به شوهرش عشق مىورزد ، و يا حد اقل او را دوست بدارد و در برابرش ناز و كرشمه داشته باشد ، و كلمه « اتراب » جمع ترب - به كسره تاء و سكون راء - به معناى مثل است ، مىفرمايد : ما زنان بهشتى را امثال يكديگر كرديم ، و يا از نظر سن و سال ، هم سن شوهرانشان كرديم . * ( « لأَصْحابِ الْيَمِينِ ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِينَ » ) * معناى اين آيه از آنچه گذشت استفاده مىشود ، احتياج به توضيح مكرر ندارد ، چيزى كه در اينجا بايد گفت اين است كه : از اين آيات استفاده مىشود اصحاب يمين در اولين و آخرين جمعيتى كثير هستند ، به خلاف سابقين مقربين كه در اولين ، بسيار بودند ، و در آخرين وعده اى كمتر . * ( « وَأَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ » ) * اين جمله مركب است از مبتداى * ( « أَصْحابُ الشِّمالِ » ) * ، و خير * ( « ما أَصْحابُ الشِّمالِ » ) * ، و استفهام در جمله دوم استفهام شگفتانگيزى و هولانگيزى است ، و اگر اصحاب مشئمه در آيات قبل را در اين آيات اصحاب شمال خواند ، براى اين بود كه اشاره كند به اينكه اصحاب مشئمه در قيامت نامه هاى اعمالشان به دست چپشان داده مىشود ، هم چنان كه نظيرش در اصحاب يمين گذشت .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 219 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 213 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى