و در تفسير قمى است كه راجع به آيه « * ( إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ ) * » فرمود :
در وقوع قيامت كذبى نيست بلكه حق است ، و « خافضة » دشمنان خدا را پايين مىآورد و « رافعة » اولياى خدا را بلند مىكند ، * ( « إِذا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجًّا » ) * ، فرمود : يعنى ابعاض زمين به يكديگر كوفته مىشود * ( « وَبُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا » ) * ، يعنى كوه ها از ريشه كنده مىشوند ، * ( « فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا » ) * فرمود : « هباء » آن ذره هايى است كه هنگام تابش نور خورشيد از پنجره به درون خانه ، در ستون نورش ديده مىشود ، * ( « وَكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً » ) * ، يعنى در روز قيامت شما مردم سه دسته خواهيد بود ، اول اصحاب ميمنه ، و چه اصحاب ميمنه اى ، و دوم اصحاب مشئمه ، و چه اصحاب مشئمه اى ، و سابقين ( در عمل خير كه سابقين در مغفرت و رحمتند ، و ) جلوتر از هر كس ديگر به بهشت در مىآيند « 1 » .
مؤلف : اينكه فرمود : « جلوتر از هر كس ديگر به بهشت در مىآيند » تفسير سابقين دوم است .
و در الدر المنثور است كه : عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر ، از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده كه فرمود : « هباء منبث » عبارت است از ذرات سرگردان در فضا و « هباء منثور » به معناى غبارى است كه در ستون شعاع خورشيد تابيده از پنجره ديده مىشود « 2 » .
و نيز در همان كتاب آمده كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير جمله * ( « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ » ) * گفته : اين آيه در باره حزقيل مؤمن آل فرعون ، و حبيب نجار ، كه داستانش در سوره يس آمده ، و على بن ابى طالب ( ع ) نازل شده ، كه هر يك از آنان پيشگام امت خود بوده ، و على از همه آنان افضل است « 3 » .
و در مجمع البيان از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : سابقين چهار كس هستند : اول پسر آدم ، كه به دست برادرش كشته شد ، و دوم پيشگام امت موسى بود ، كه همان مؤمن آل فرعون است ، سوم پيشگام امت عيسى ، يعنى حبيب نجار است ، و چهارم پيشگام امت اسلام ، يعنى على بن ابى طالب ( ع ) است « 4 » .
مؤلف : اين معنا در روضة الواعظين از امام صادق ( ع ) نيز روايت شده « 5 » .
و شيخ طوسى در امالى خود به سندى كه از ابن عباس دارد از او روايت كرده كه
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 346 .
( 2 و 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 154 .
( 4 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 215 .
( 5 ) روضة الواعظين ، ص 105 .