مىبيند ، و او لطيف و با خبر است .
و اما اينكه خوف از مقام پروردگار چيست ؟ بايد بگوييم : خوف هم مانند عبادت مراحلى دارد ، بعضىها از عقاب خدا مىترسند ، و از ترس عذاب او كفر نمىورزند و گناه نمىكنند ، قهرا لازمه چنين خوفى اين است كه عبادت صاحبش عبادت كسى باشد كه از عذاب خدا مىترسد ، عبادت مىكند تا گرفتار عذاب او نگردد ، در نتيجه عبادتش محضا براى خدا نباشد ، و اين قسم عبادت عبادت بردگان است كه موالى خود را از ترس سياست و شكنجه اطاعت مىكنند ، هم چنان كه بعضى ديگر او را به طمع ثواب و پاداشش بندگى مىكنند ، عبادت مىكنند تا به رسيدن به آنچه دلخواهشان است رستگار گردند ، اينان هم عبادت خدا را محضا للَّه انجام نمىدهند ، عبادتشان يك قسم تجارت است ، هم چنان كه در رواياتى هم آمده ، و بعضى از آنها در سابق نقل شد .
و خوف در جمله * ( « وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه » ) * ظهور در هيچ يك از اين دو قسم خوف ، يعنى خوف از عذاب و خوف از فوت لذتهاى نفسانى در بهشت ندارد ، چون اين دو نوع خوف غير از خوف از قيام و آگاهى خدا نسبت به اعمال بندگان است ، و نيز غير از خوف از مقامى است كه خداى تعالى نسبت به بنده اش دارد ، چون خوف از آگهى خدا و نيز خوف مقام پروردگار تاثر خاصى است كه براى بنده بدان جهت كه بنده است ، در برابر ساحت عظمت و كبريايى مولايش حقير و ذليل است دست مىدهد ، و باعث مىشود آثارى از مذلت و خوارى و اندكاك در قبال عزت و جبروت مطلقه خداى تعالى از او ظهور كند .
و عبادت خداى تعالى از ترس او - البته ترس به اين معنا - عبارت است از خضوع در برابر او بدين جهت كه او اللَّه است ، ذو الجلال و الاكرام است ، نه بدين جهت كه جهنم دارد ، و نه بدين جهت كه بهشت دارد ، وقتى عبادت به اين انگيزه انجام شود خالصا لوجه اللَّه صورت مىگيرد .
و اين معناى از خوف ، همان خوفى است كه خداى تعالى ملائكه مكرمين خود را بدان ستوده ، و گرنه اگر خوف منحصر در خوف از عذاب و ترك ثواب مىبود ، با در نظر داشتن اينكه ملائكه معصوم و ايمن از عذاب مخالفت و تبعات معصيتند نبايد آنان را به داشتن خوف بستايد ، ولى مىبينيم ستوده و فرموده : « يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ » « 1 » .
پس از آنچه گذشت روشن گرديد آن كسانى از جن و انس كه جمله « و لمن خاف »
هامش
( 1 ) از پروردگارشان كه ما فوقشان است مىترسند . سوره نحل ، آيه 50 .