( ص ) باشد ، بعد از آنكه خبر داد كه مجرمين به زودى بازخواست مىشوند ، و موى پيشانى و پاهايشان را گرفته در آتش مىاندازند ، در اين آيه روى سخن به رسول گرامى خود كرده فرموده باشد ، اين آن جهنمى است كه مجرمين از قوم تو آن را تكذيب مىكردند ، و به زودى وارد آن خواهند شد ، و بايد كه سرنوشت آنان در نظرت بىاهميت باشد « 1 » .
و كلمه « حميم » به معناى آب داغ است ، و كلمه « ان » كه اصلش « انى » است به معناى داغى است كه داغيش به نهايت رسيده باشد . و بقيه الفاظ آيه روشن است ( و معنايش اين است كه : اين است آن جهنمى كه مجرمين آن را دروغ مىشمردند ، اينك بين اين آتش و بين آبى به نهايت داغ مىآيند و مىروند ) .
* ( « وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ » ) * از اين آيه به بيان اوصاف و احوال سعداى از جن و انس شروع نموده ، موضوع بحث كسانى را قرار مىدهد كه از مقام پروردگارشان پروا داشتند ، و كلمه « مقام » مصدر ميمى و به معناى قيام است ، كه به فاعل خودش يعنى كلمه « رب » اضافه شده ، و مراد از قيام خداى تعالى عليه وى ، اين است : كه خداوند در هنگامى كه بنده اش عملى انجام مىدهد بالاى سرش ايستاده و ناظر عمل او است ، اما نه ايستادن يك كارفرما و سركارگر بالاى سر كارگر ، بلكه معناى قيام خدا احاطه و علم خداست به آنچه بنده مىكند ، و ضبط عمل بنده و جزا دادن به وى است ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « أفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ . . . » « 2 » .
ممكن است كلمه « مقام » را اسم مكان و به معناى محل قيام بگيريم ، و اضافه شدن آن بر كلمه « رب » را لاميه بدانيم ، كه معنايش « مقام براى خدا » مىشود ، و بگوييم منظور از مقامى كه براى رب است مقامى است كه خداى تعالى نسبت به بنده اش دارد ، و آن مقام اين است كه خدا رب او است ، كسى است كه امر بنده را تدبير مىكند ، و يكى از تدابير او اين است كه وى را به زبان رسولانش به سوى ايمان و عمل صالح دعوت مىكند ، و چنين قضا رانده كه او را بر طبق عملش جزا دهد ، خير باشد خير و شر باشد شر . علاوه بر اين خداى تعالى محيط به او و با او است ، و آنچه وى مىگويد او مىشنود ، و آنچه وى انجام مىدهد او
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 206 .
( 2 ) آيا خدايى كه قائم بر تك تك نفوس و اعمال آنان است . . . سوره رعد ، آيه 33 .