تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كه گفت : از حضرتش پرسيدم : آيا افسون مىتواند چيزى از قدر را دفع كند ؟ فرمود : خود افسون نيز از قدر است . و فرمود : قدريه ، مجوس اين امتند ، همان كسانى هستند كه خواستند خدا را به عدالت بستايند ، او را از سلطنتش عزل كردند ( و قدرتش را محدود ساختند ) ، در باره همينها بود كه آيه « * ( يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناه بِقَدَرٍ ) * » نازل گرديد « 1 » . مؤلف : منظور از « قدريه » كسانى هستند كه منكر قدرند ، و اين مسلك معتزله است ، كه قائل به تفويضند ( مىگويند خدا بعد از خلقت ديگر دخالتى در امور عالم ندارد ) ، و اينكه فرمود : قدريه ، مجوس اين امتند بدين جهت است كه قدريه مىگويند : خالق افعال اختيارى انسانها خود انسانهايند ، و خدا خالق چيزهاى ديگر است ، در نتيجه قائل به دو إله شدند ، همانطور كه مجوس قائل به دو إله بودند ، يكى خالق خير و يكى هم خالق شر . و اينكه فرمود : « خواستند خدا را به عدالت بستايند او را از سلطنتش خارج كردند » ، از اين نظر بود كه قدريه براى فرار از جبر كه منافات با عدالت دارد و به منظور اثبات عدالت خدا سلطنت او را نسبت به اعمال اختيارى بندگان سلب كردند و گفتند : هيچ رابطه اى ميان افعال بندگان و خدا وجود ندارد . و اينكه فرمود : « آيه مذكور در باره آنان نازل شده . . . » منظور اين بوده كه آيات مذكور نسبت به اين قوم هم صادق است ، نه اينكه آيات در باره ايشان نازل شده باشد ، و ايشان مورد نزول آنند ، براى اينكه در تفسير آن توجه فرموديد كه گفتيم بيان آيه از نظر سياق بيانى است عمومى ، البته در اين باره كه آيات مذكور در باره قدريه نازل شده به جز روايت بالا رواياتى ديگر نيز هست ، كه از امام ابى جعفر باقر و امام صادق ( ع ) و نيز از طرق اهل سنت رواياتى در اين معنا از ابن عباس و ابن عمر و محمد بن كعب و ديگران نقل شده . و در الدر المنثور است كه احمد از حذيفة بن يمان روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : براى هر امتى مجوسى است و مجوس اين امت كسانى هستند كه مىگويند قدرى در كار نيست . . . « 2 » . مؤلف : اين روايت را صاحب ثواب الاعمال به سند خود از امام صادق ( ع )
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 185 به نقل از كمال الدين و تمام النعمة . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 138 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 147 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى