تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ناظر به آمدن قيامت است ، مىخواهد بفرمايد : براى قيام قيامت يك امر او كافى است ، به محض اينكه امر كند خلايق همه دوباره موجود مىشوند ، و بعث و نشور محقق مىگردد ، پس اين آيه شريفه متمم همان حجتى است كه با جمله * ( « إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناه بِقَدَرٍ » ) * اقامه كرده بود . در نتيجه مفاد آيه اولى اين مىشود كه : عذاب كفار به آتش بر وفق حكمت است ، و از نظر اراده الهى به هيچ وجه تغيير پذير نيست ، چون اين نيز يكى از مصاديق قدر است . و مفاد آيه مورد بحث اين است كه : تحقق قيامت كه كفار در آن معذب مىشوند ، و يا به عبارتى به كرسى نشستن اراده الهى و تحقق متعلق اراده او در اين باره هيچ هزينه اى براى خداى سبحان ندارد ، چون در اين جريان همين مقدار كافى است كه خدا يك بار امر كند ، آرى امر او چون لمح به بصر است . * ( « وَلَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » ) * كلمه « اشياع » جمع شيعه است ، و مراد از آن - به طورى كه گفته‌اند « 1 » - اشباه و امثال در كفر و تكذيب انبياء از امتهاى گذشته است ، و مراد از اين آيه و دو آيه بعدش تاكيد حجت سابق است ، كه بر اين معنا اقامه كرده بود كه عذاب خدا به طور قطع شامل ايشان مىشود . و حاصل معناى آيه اين است كه : آن انذارى كه شما را از عذاب دنيا و آخرت كرديم صرف خبرى نبود كه به شما داده باشيم ، و از اين باب نبود كه با شما حرفى زده باشيم ، اين امثال و هم مسلكان شما از امتهاى گذشته‌اند كه اين انذار در آنان شروع شد ، و ما هلاكشان كرديم ، و به عذاب دنيائيشان مبتلا ساختيم ، و به زودى عذاب آخرت را خواهند ديد ، چون اعمالشان همه نوشته شده و در نامه هاى محفوظ نزد ما ضبط گرديده ، به زودى بر طبق آن نوشته ها به حسابشان مىرسيم ، و به آنچه كرده‌اند جزاشان مىدهيم . * ( « وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوه فِي الزُّبُرِ وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ » ) * كلمه « زبر » به معناى نامه هاى اعمال است ، و تفسير آن به لوح محفوظ بسيار سخيف و بىمعنا است ، و مراد از « صغير » و « كبير » اعمال صغير و كبير است از سياق آيه همين استفاده مىشود . * ( « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ » ) * يعنى پرهيزكاران در بهشتهايى عظيم الشان و وصف ناپذير و نهرى اين چنين قرار دارند .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 95 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 145 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى