تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
بنا بر اين ديگر نبايد در فعل خدا چون و چرا كرد ، به اين معنا كه علت خارجى آن را پرسش كرد ، چون غير از خود خدا علت ديگرى براى كار او نيست ، تا آن علت ، وى را در كارش مساعدت كند ، و نه به اين معنا كه از اصلى كلى و عقلى جستجو كرده پرسيد : مصحح و مجوز فعل خدا چيست ؟ چون گفتيم : اصول عقلى منتزع از فعل او است نه جلوتر از فعل او .
بله ، در كلام خود خداى سبحان فعل خدا به يكى از سه وجه تعليل شده : اول : به غايت و نتيجه اى كه از فعل او عايد خلق مىشود ، و فوايدى كه خلق از آن بهره مند مىگردد ، نه خود او ، ليكن اين قسم تعليل در حقيقت تعليل اصل فعل است ، نه تعليل فعل خدا ، خلاصه علت فعل را بيان مىكند ، نه علت اينكه چرا خدا چنين كرد ، بلكه مىخواهد بيان كند كه اين فعل هم يكى از حلقه هاى زنجير علل و معلول است ، و حلقه دوم اين فعل فلان خاصيت است ، هم چنان كه فرموده : « وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْباناً وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ » « 1 » و نيز فرموده : « وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ . . . ذلِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ » « 2 » . دوم : به يكى از اسما و صفات خدا كه مناسب با آن فعل است تعليل كرده ، مانند تعليلهاى بسيار كه در كلامش به مثل « إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » و « هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » و « هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » و امثال اين اسماء به كار برده و تعليل فعل خدا به اسماء در قرآن كريم شايع است ، كه اگر در موارد آنها خوب دقت كنى خواهى ديد كه در حقيقت صفت جزئى در فعل ، فعل جزئى را به صفت عمومى فعل خدا تعليل مىكند ، و اسمى از اسماى خداى تعالى وجه خاص در فعل جزئى را به وجه عام در آن تعليل مىنمايد ، و اين جريان در آيه « وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّه يَرْزُقُها وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » « 3 » به روشنى به چشم مىخورد ، چون بر آوردن حاجت جنبندگان و انسان به غذا و رزق را كه به زبان حاجت درخواست مىكنند تعليل مىكند به اينكه خدا شنواى دانا است ، يعنى او هر چيزى را خلق كرده و
هامش
( 1 ) تو به يقين خواهى ديد كه در مودت با مؤمنين ، مسيحيان نزديكتر از ديگرانند ، و علت اين مودت آن است كه جمعى از اين مسيحيان قسيس و رهبانند ، و اين قسيسها بناى تكبر و خود بزرگبينى ندارند . سوره مائده ، آيه 82 . ( 2 ) ذلت و مسكينى سرنوشت حتمى يهود است . . . و اين به خاطر آن است كه يهود عصيانگر است ، و تا بوده سركش بوده است . سوره بقره ، آيه 61 . ( 3 ) و چه بسيار جنبنده كه تو رزق آنها را نمىدهى ، و خدا رزق او و رزق شما را مىدهد ، و او شنوا و داناست . سوره عنكبوت ، آيه 60 .