مؤلف : بعيد هم نيست كه مراد همان معناى دومى باشد كه ما در تفسير آيه ذكر كرديم .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ » ) * مىگويد : كلمه « منهمر » به معناى ريختن آب است ، نه باراندن قطره هاى باران ، و در ذيل جمله * ( « وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ » ) * گفته يعنى آب آسمان و آب زمين بهم پيوستند ، * ( « عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَحَمَلْناه » ) * يعنى ما نوح را * ( « عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ » ) * بر آن مركبى كه داراى تخته ها و ميخها بود سوار كرديم ، يعنى بر كشتى نشانديم « 1 » .
و نيز در همان كتاب در ذيل آيه * ( « فَنادَوْا صاحِبَهُمْ » ) * گفته يعنى قدار ، همان كسى كه ناقه را پى كرد . و در معناى هشيم گفته يعنى گياه خشك و تر « 2 » .
و در كافى به سند خود از ابى يزيد از ابى عبد اللَّه روايت كرده كه در ضمن حديثى كه داستان لوط را نقل كرده فرموده : پس قوم لوط با او به مكابره و زورگويى پرداختند ، تا آنكه داخل خانه اش شدند ، جبرئيل به لوط بانگ زد كه رهاشان كن ، همين كه داخل شدند جبرئيل با انگشت خود اشاره اى به آنان كرد ، همه كور شدند ، اينجاست كه خداى تعالى مىفرمايد : « فطمسنا اعينهم » « 3 » .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 341 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 342 .
( 3 ) فروع كافى ، ج 5 ، ص 546 ، ذيل ح 6 .