شما مىكشاند با خود شما است نه با ما ، و نيز فرموده : « قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّه » « 1 » يعنى آن چيزى كه خير و شر شما به وسيله آن به شما مىرسد نزد خداست ، و اين خداست كه در ميان شما تقدير مىكند آنچه را كه مىكند ، نه من و نه اين همراه من ، ما مالك هيچ چيزى نيستيم . اين چند شاهد از قرآن كريم بود .
و اما در روايات اخبار بسيار زيادى در نهى از آن و اينكه براى دفع شومى آن بىاعتنايى نموده و به خدا توكل كنيد ، و به دعا متوسل شويد ، رسيده ، و اين روايات نيز بيان گذشته ما را تاييد مىكند ، كه گفتيم : تاثير تفال و تطير مربوط به نفس صاحب آن است ، از آن جمله در كافى به سند خود از عمرو بن حريث روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : طيره و فال بد زدن را اگر سست بگيرى و به آن بىاعتنا باشى و چيزى نشمارى سست مىشود ، و اگر آن را محكم بگيرى محكم « 2 » مىگردد « 3 » . پس دلالت اين حديث بر اينكه فال چيزى نيست هر چه هست اثر نفس خود آدمى است بسيار روشن است .
و نظير اين روايت حديثى است كه از طرق اهل سنت نقل شده كه فرمود : سه چيز است كه احدى از آن سالم نيست ، يكى طيره است ، و دوم حسد و سوم ظن . پرسيدند : پس ما بايد چه كار كنيم ؟ فرمود : وقتى فال بد زدى بىاعتنايى كن و برو ، و چون دچار حسد شدى در درون بسوز ولى ترتيب اثر عملى مده و ظلم مكن ، و چون ظن بد به كسى بردى در پى تحقيق برميا ، ( و يا ظن خودت را مپذير ) « 4 » .
و نيز در اين معنا روايت كافى است كه از قمى از پدرش از نوفلى از سكونى از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : كفاره
هامش
( 1 ) گفتند ما به تو و به آنكه همراه تو است فال بد زدهايم ، او گفت طائر و سرنوشت بدتان نزد خداست . سوره نمل ، آيه 47 .
( 2 ) روضه كافى ، ج 8 ، ص 169 ، ح 235 .
( 3 ) خود اينجانب تجربه كردهام كسانى كه سيزده را نحس مىدانند اگر سيزده بدر نروند به طور جدى صدمه مىخورند ، و يا اگر در كارى كه مىخواهند شروع كنند كسى عطسه بزند ، و اين را بطور جدى علامت آن بدانند كه اين كار صدمه دارد ، اگر به آن كار اقدام كنند سخت صدمه مىخورند ، و كسانى كه هيچ اعتنايى به سيزده و عطسه ندارند هيچ ضررى نمىبينند . « مترجم » .
( 4 ) نهايه ابن اثير ، ج 3 ، ص 152 .