داشت ، و شرحش تا اندازه اى در تفسير سوره كهف گذشت .
* ( « فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ » ) * - اين آيه شريفه تهديد و وعيدى است به كفار .
* ( « وَإِذا أَنْعَمْنا عَلَى الإِنْسانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجانِبِه وَإِذا مَسَّه الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ » ) * كلمه « نا » از ماده « ناى » است كه به معناى دور شدن است . و مراد از كلمه « جانب » پهلو است ، و ممكن است مراد از آن جهت و مكان باشد ، پس اينكه فرمود : * ( « وَنَأى بِجانِبِه » ) * كنايه است از دور شدن و خود را كنار كشيدن ، و اين هم كنايه است از تكبر و نخوت ، و مراد از « دعاى عريض » دعاى وسيع و طولانى است ، و اين خود كنايه است از استمرار و اصرار دعا كننده در دعاى خود . و آيه شريفه در مقام مذمت انسان و توبيخ وى است به اينكه وقتى خداى تعالى به او نعمتى مىدهد او از خدا روى مىگرداند ، و تكبر مىكند . و چون نعمتى را از او سلب مىكند ، باز به ياد خدا مىافتد و به سويش روى مىآورد ، و بطور دايم دست به دعا برمىدارد ، و در دعايش اصرار مىورزد .
* ( « قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّه ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِه مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ » ) * كلمه « أرأيتم » ( بر خلاف معنايى كه از ماده و هيئتش به نظر مىرسد ) به معناى « خبر دهيد مرا » مىباشد . و كلمه « شقاق » و نيز كلمه « مشاقه » به معناى خلاف و مخالفت است . و كلمه « شقاق بعيد » به معناى اختلاف شديد است كه قابل اتفاق نيست و جمله * ( « مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ » ) * كنايه است از مشركين . و اگر نفرمود « منكم - از شما » با اينكه خطاب به مشركين بود ، بلكه به جاى آن موصولى ( من ) وصله اى * ( « هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ » ) * را آورد ، براى اين است كه صله و موصول معناى صفت را مىدهد ، و خواست تا به اين وسيله بر علت حكم - يعنى اينكه از شما گمراهتر كسى نيست - دلالت كرده باشد ، و بفهماند بدين جهت كسى گمراهتر از شما نيست كه شما در شقاقى بعيد هستيد ، بعيد از حق ، آن حقى كه ديگر ما فوق ندارد .
در نتيجه مفاد آيه اين است كه : قرآن شما را به سوى خدا مىخواند ، و به بانك بلند اعلام مىدارد كه از ناحيه خداست ، پس حد اقل ، احتمال اين را بدهيد كه در ادعاى خود راست مىگويد ، چون همين كه اين احتمال عقلايى را بدهيد ، كافى است كه به حكم عقل نظر كردن در امر آن برايتان واجب شود ، زيرا عقل دفع ضرر احتمالى را هم واجب مىداند ، و چه ضررى خطرناكتر از هلاكتى ابدى كه اين قرآن شما را از آن هشدار مىدهد ؟ پس به حكم عقل ديگر معنا ندارد كه به كلى از آن اعراض كنيد .