تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
اين فضل عظيم را شكرگزارى مىكردند او را مىپرستيدند . در اين جمله جا داشت به جاى كلمه « ناس » دوم ، ضمير بياورد ، و بفرمايد « إِنَّ اللَّه لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ » ولى چنين نكرد ، بلكه دوباره اين كلمه را تكرار كرد تا بفهماند كفران نعمت طبع مردم است ، بدين جهت كه مردمند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ » « 1 » . * ( « ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لا إِله إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » ) * يعنى اين است آن خدايى كه امر حيات و رزق شما را تدبير مىكند ، شب را مايه سكونت شما ، و روز را وسيله سعى و كوشش شما قرار مىدهد ، و او اللَّه تعالى است . و او رب شما است ، چون تدبير امر شما به دست او است . * ( « خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * - يعنى براى اينكه رب همه چيز است ، چون خالق همه چيز است ، و خلقت از تدبير جدايى پذير نيست . و لازمه اين آن است كه غير خداى تعالى هيچ ربى در عالم هستى نباشد ، نه براى شما و نه براى غير شما ، و به همين جهت دنبال جمله مورد بحث فرمود : * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * يعنى حال كه چنين است ، پس هيچ معبود به حقى غير خداى تعالى نيست ، چون اگر معبود ديگرى در اين ميان باشد ، قهرا ربى ديگر خواهد بود ، چون الوهيت از شؤون ربوبيت است . * ( « فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » ) * يعنى پس چگونه از پرستش او به سوى پرستش ديگرى منحرف و منصرف مىشويد . * ( « كَذلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كانُوا بِآياتِ اللَّه يَجْحَدُونَ » ) * يعنى نظير اين افك بود كه منكرين آيات خدا در امتهاى ديگر نيز مرتكب شدند ، چون آيات خدا روشن بود ، و هيچ خفايى در آن نبود ، پس انصراف از مدلول آنها سببى نداشت مگر همين انكار و لجبازى . * ( « اللَّه الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ قَراراً وَالسَّماءَ بِناءً . . . » ) * كلمه « قرار » به معناى مستقر و جايگاهى است كه آدمى بر آن قرار مىگيرد . و كلمه « بناء » به طورى كه ديگران گفته‌اند به معانى قبه و بارگاه است ، و از آن جمله بناهايى است كه عرب بر آن قبه مىزنند . خداى تعالى در اين آيه اين نعمت را به رخ انسانها مىكشد كه آنان را در زمين و زير آسمان جاى داد ، و اين خانه مسقف را منزلگاه ايشان كرد .
هامش
( 1 ) انسان ظلوم و كفرانگر است . سوره ابراهيم ، آيه 34 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 523 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى