منظور باعث شده كه سياق از غيبت به حضور التفات يابد ، چون اگر اين نكته نبود ، جا داشت بفرمايد « قليلا ما يتذكرون » .
* ( « إِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ » ) * خداى تعالى در اين آيه مردم را به آمدن قيامت تذكر مىدهد ، و در آيه بعدى با دعوت پروردگارشان به دعا و عبادت او متذكر مىكند ، هم چنان كه مؤمن آل فرعون در داستان سابق آنان را به آمدن قيامت ، و به اينكه دعوت از ناحيه خداست نه از ناحيه آلهه ايشان ، تذكر مىداد و مىگفت آلهه شما مردم نه در دنيا دعوتى دارند ، نه در آخرت .
* ( « وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » ) * اين آيه دعوتى است از خداى تعالى به همه بندگانش ، دعوتى است به دعا و خواندن او ، و وعده اى است به استجابت آنان . و به طورى كه ملاحظه مىكنيد هم دعا را مطلق آورده ، و هم مستجاب كردن آن را . و ما در بحثى كه پيرامون معناى دعا و اجابت در ذيل آيه « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ » « 1 » در جلد دوم اين كتاب ايراد كرديم پيرامون آن مفصلا بحث نموديم .
* ( « إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ » ) * - كلمه « داخرين » جمع اسم فاعل از مصدر « دخور » است كه به معناى ذلت است . در اين آيه دعاى در آيه قبلى را به عبادت مبدل كرده تا بفهماند كه دعا خود نوعى عبادت است .
بحث روايتى
در صحيفه سجاديه است كه : پروردگارا تو خودت فرمودى « * ( ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ ) * » و در اين كلام شريفت دعا و خواندن خود را عبادت ، و ترك آن را استكبار خواندى ، و تاركين را به دخول در جهنم با خوارى تهديد فرمودى « 2 » .
و در كافى به سند خود از حماد بن عيسى ، از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه گفت : از آن جناب شنيدم كه فرمود : دعا كن و مگو مقدرات تقدير شده و دعا تغييرش
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 186 .
( 2 ) صحيفه سجاديه ، دعاى 45 .