دعوت خود و معجزاتشان آن آيات را تاييد مىكنند ، « خداى » سبحان است و اما آلهه مشركين كه مشركين آنها را به جاى خدا مىپرستند و مىخوانند ، هيچ آيات و دليلى از ناحيه آنها نيست كه بر الوهيت آنها دلالت كند . پس همان « خداى » سبحان معبودى است يگانه و بى شريك - و امير المؤمنين ( ع ) هم در اين كلام خود كه فرموده : « لو كان لربك شريك لأتتك رسله - اگر پروردگار تو شريكى مىداشت ، رسولان آن شريك هم به سويت مىآمدند » ، به اين برهان اشاره فرموده .
جمله * ( « وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً » ) * هم ، حجتى ديگر بر يگانگى خداى تعالى است ، و اين حجت از جهت رزق اقامه شده ، مىفرمايد : رزق دادن به بندگان يكى از شؤون ربوبيت و الوهيت است و چون همه مىدانند كه رزق از ناحيه خداست ، نه از ناحيه شركاى ايشان ، پس تنها او رب و إله است .
مفسرين « 1 » « رزق » در آيه را به باران و كلمه « سماء » را به سمت بالا تفسير كردهاند . و بعيد نيست مراد از « رزق » خود آن ارزاقى باشد كه مردم با آن ارتزاق مىكنند ، و مراد از نازل شدن آن از آسمان اين باشد كه ارزاق از غيب به شهود مىآيند ، هم چنان كه آيه شريفه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » « 2 » آن را افاده مىكند .
* ( « وَما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ » ) * - اين جمله جمله اى است معترضه كه در بين احتجاجات اين معنا را مىرساند كه : متذكر شدن به اين حجتها تنها شان يكى از دو طايفه اى است كه قبلا نام برده شدند ، يعنى انابه كنندگان رجوع كننده به سوى خدا . و اما مجادلين كفر پيشه از اين دو طايفه متذكر نمىشوند ، براى اينكه كفر و لجبازى استعداد تذكر به حجيت و پيروى حق را به كلى باطل مىكند .
* ( « فَادْعُوا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ » ) * مناسبتر با سياق اين است كه خطاب عمومى و شامل مؤمنين و غير مؤمنين ، و متفرع بر حجت قبلى باشد ، ولى شامل كفارى كه در آخر آيه نامبرده شدهاند ، يعنى تكذيب كنندگان و مجادلين به باطل نمىشود .
گويا فرموده : وقتى آيات بر وحدانيت خداى تعالى دلالت كرد و معلوم شد كه تنها رازق او است ، ناگزير بر همه مردم - البته غير آن كفارى كه آيات را تكذيب كرده ، و مجادله
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 517 .
( 2 ) هيچ چيز نيست مگر آنكه خزينه هايش نزد ماست و ما آن را نازل نمىكنيم مگر به اندازه اى معين . سوره حجر ، آيه 21 .