چون او يك بار در زمان حياتش دچار صعقه شد . . . » « 1 » و اين روايت از اين نظر قابل قبول نيست ، كه كلمه « صعقه » چه به معناى غش كردن باشد ، و چه مردن ، اختصاص به موسى نداشت ، بلكه چندين نفر از بنى اسرائيل هم با او بودند و دچار آن صعقه شدند .
و در مجمع البيان ، در ذيل آيه « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ » گفته است : در معناى اين آيه دو قول است ، يكى روايتى است كه از على ، امير المؤمنين ( ع ) نقل شده كه فرمود : جهنم كه هفت در دارد بدين جهت است كه هفت طبقه دارد ، هر طبقه روى طبقه ديگر قرار گرفته .
آن گاه براى مجسم كردن مطلب ، دستهاى خود را روى هم گذاشت ، و فرمود : همين طور روى همند و خداى تعالى بهشت را همكف زمين قرار داده و آتش دوزخ را روى هم ، كه از همه پايينتر « جهنم » است ، و طبقه دوم آن « لظى » و سومش « حطمة » و چهارمش « سقر » و پنجمش « جحيم » و ششمش « سعير » و هفتمش « هاويه » است و در روايت كلبى طبقه زيرين را « هاويه » و طبقه بالاتر از همه را « جهنم » دانسته « 2 » .
و در خصال از امام صادق ( ع ) از پدرش ، از جدش ، از على ( ع ) روايت آورده كه فرمود : براى بهشت هشت در است ، درى كه از آن ، انبياء و صديقين داخل مىشوند ، و درى كه از آن ، شهداء و صالحين وارد مىشوند ، و از پنج در ديگرش شيعيان و محبين ما وارد مىشوند . و من هم چنان بر صراط مىايستم و دعا مىكنم ، مىگويم پروردگارا شيعيان من ، دوستانم ، ياورانم ، و هر كس كه در دار دنيا به من محبت مىورزيده ، سلامت بدار . از دل عرش ندا مىرسد : دعايت مستجاب شد ، و شفاعتت در باره شيعيانت پذيرفته گشت ، حتى در آن روز هر يك نفر از شيعيان و دوستان و ياوران و آنها كه با دشمنان من جنگيدند ، چه با زبان و چه با عمل ، شفاعتشان در هفتاد هزار نفر از همسايگان و اقربايشان پذيرفته مىشود .
و درى ديگر است كه ساير مسلمانان يعنى كسانى كه شهادت به « لا إله الا اللَّه » مىدادهاند و در دلشان ذرهاى بغض ما اهل بيت نبوده از آن در وارد مىشوند « 3 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 337 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 338 .
( 3 ) خصال ( صدوق ) ، ص 407 ، ح 6 .