تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
مجيدش فرموده : « وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه » ، پس خدا با هيچ مقياسى توصيف نمىشود الا آنكه او از آن توصيف بزرگتر است « 1 » . و نيز در همان كتاب به سند خود از سليمان بن مهران روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از آيه * ( « وَالأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُه يَوْمَ الْقِيامَةِ » ) * پرسيدم ، فرمود : يعنى مالك زمين اوست و احدى با او شريك در ملك او نيست . و كلمه « قبض » از خداى تعالى در جاى ديگر به معناى دريغ ورزيدن از بخشش ، و كلمه « بسط » به معناى اعطا و گشايش دادن آمده ، از آن جمله فرموده : « وَاللَّه يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » يعنى خداى تعالى تنگ مىگيرد و عطا مىكند و وسعت مىدهد و قبض از ناحيه اوست . و به وجهى ديگر قبض به معناى گرفتن به عنوان قبول است ، هم چنان كه فرمود : « وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ » ، يعنى خدا صدقات را مىپذيرد ، و اهلش را در برابر آن اجر مىدهد . عرضه داشتم : پس معناى جمله * ( « وَالسَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِه » ) * چيست ؟ فرمود : منظور از « يمين » دست است و منظور از دست هم قدرت و قوت است . و معناى اينكه فرموده : * ( « وَالسَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِه » ) * اين است كه : آسمانها به قدرت و قوه خداى سبحان در هم پيچيده شده ، و او بزرگتر از آن است كه مشركين در باره اش مىگويند « 2 » . مؤلف : در الدر المنثور از ابو هريره از رسول خدا ( ص ) روايت آورده كه رسول خدا ( ص ) در ذيل آيه * ( « فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه » ) * فرموده : « اينهايى كه استثنا شده‌اند ، شهيدانى هستند كه شمشيرها را به كمر بسته پيرامون عرش خدا قرار دارند » « 3 » كه از ظاهر آن برمىآيد منظور از « نفخه » در اين آيه غير از نفخه اول است كه براى مردن جاندارها دميده مىشود ، در حالى كه در سابق گفتيم ظاهر آيه خلاف اين را مىرساند . و از انس از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود « استثنا شدگان در آيه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت و حاملان عرشند كه در آن نفخه نمىميرند ، بلكه بعدا مىميرند . . . » « 4 » آيه مورد بحث ظاهر در خلاف اين روايت نيز هست . و از جابر روايت آورده كه گفت : « اين آيه موسى ( ع ) را استثنا مىكند ،
هامش
( 1 ) توحيد صدوق ، ص 127 . ( 2 ) توحيد ( صدوق ) ، ص 161 . ( 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 336 .